حماسه سیاسی

منتشرشده در: بدون مجموعه

با نام خداوند یکتا

 همشهریان عزیزم

با برگزاری انتخابات ریاست جمهوری و شوراهای اسلامی شهر وخلق حماسه غرور افرین سیاسی به نوبه خود ضمن تبریک این حماسه به رهبر معظم انقلاب ومردم عزیز کشور وشهر زیبایمان اصفهان،از لطف ومرحمت همه شماهمشهریان عزیزم که بنده را در این راه یاری وکمک نمودید تشکر می نمایم واز در گاه احدیت سلامتی وتوفیق روز افزون شما را خواستارم.

امیدوارم راه یافتگان به شورای اسلامی شهرمان نیز-که اکثرانان از بدنه اصولگرایی هستند-با همکاری و همگرایی وبدون رقابتهای انتخاباتی در ارتقا شهرمان به جایگاه مدنظر مقام معظم رهبری که همانا نورافشانی به جهان اسلام است حرکت جهادی داشته باشند.

امیدوارم که در این برهه تاریخی ایران زمین بتوانیم  کماکان پرچمدار پرافتخار جهاد اقتصادی باشیم.

 به امید سرافرازی همه ما در خلق حماسه اقتصادی

همشهری شما

بابک حیدری

 

معمولا کارشناسان، رشته مهندسی صنایع را با موضوعاتی نظیر ارزیابی وکاروزمان،برنامه ریزی وکنترل تولید، برنامه ریزی وکنترل پروژه،کنترل موجودی انبار ،اقتصاد مهندسی و....می شناسند.

واقعیت این است که این موضوعات مرتبط با انجام عملیات های صحیح در یک سازمان  واز وظایف مهندس صنایع است ولیکن اصلی ترین وظیفه یک مهندس صنایع ایجاد سازمانی "فرایند محور"وجایگزینی " رویکرد فرایندی با نگرش وظیفه ای "است.

 

کدام یک اثربخش تر هستند:سازمان های وظیفه محور یا فرایند محور

در ابتدا لازم است با مشخصات سازمان های وظیفه محور وفرایند محور اشنا شویم.

در یک فرایند خدمت رسانی، شهرداری با بهترین هزینه وکیفیت یک معبر عمومی را اسفالت می کند.چند روز بعد وبا توجه به لزوم خدمت رسانی به مردم، سازمان اب وفاضلاب در فاصله زمانی شب تا صبح وبدون اینکه برای شهروندان مزاحمتی ایجاد شود اقدام به لوله کشی آب وحتی ترمیم خیابان می کندو....

واقعیت این است که  این سازمان ها بدون نگرشی جامع ویکپارچه ، وظیفه خود را به نحو احسن انجام داده اند ولی ایا با این دید گاه، خدمت رسانی به مردم با قیمت وکارایی منطقی انجام شده است؟

یک مثال دیگر:در یک سازمان وظیفه محور، چرخش کار ومراحل صدور پروانه ساختمان وانجام محاسبات وانطباق با طرح تفصیلی –علی رغم تعریف اولیه– بدلیل نامشخص بودن دوره ای زمانی ان وعدم تعریف سیستم کششی به سرگردانی مراجعان منجر می شود.

در نقطه مقابل سازمان های وظیفه محور- که هر کس مسئول انجام بخش کوچکی از کل کار است- در سازمان های فرایند محورهمه اعضا سازمان در مقابل کل فرایند ونتایج ان مسئول هستند وبایستی امور محوله را با هزینه،کارایی واثربخشی مناسب به اتمام برسانند

"کاردرست" یا"انجام درست کار"

به تعبیر دیگر در سازمان های وظیفه محور افراد در بهترین حالت به دنبال "انجام درست کار"هستند- هر شخصی خود رامسئول یک قطعه از پازل بزرگ تر می داند بدون اینکه در قبال ان پازل مسئولیتی احساس کند-این مهم لازم است ولی کافی نیست چرا که امکان دارد اصل انجام ان کار صحیح نباشدولیکن در سازمانهای فرایند  محور با شناسایی فرایندهای سازمان "کارهای درست"انجام می شود .

 از مهمترین ویژگی های نگاه فرایند محور، نظارت هرحلقه فرایند توسط حلقه بعدی است واینگونه به طور خودکار عملکرد هر کدام از نهادها به صورت تعاملی توسط سایر نهادها کنترل  خواهد شد وبدلیل ارتباط کارها در یک فرایند اشتباه به سرعت مشخص خواهد شد.

با رویکرد فرایند محوری "بهره وری"مفهوم پیدا میکندچرا که این سازمان هافقط بدنبال "کارایی"نیستند و"اثربخشی"نیز معنا پیدا می کند.

 

مدیریت یکپارچه شهری ورویکرد فرایندی

بدون تردید اولین ومهمترین دلیل منطقی مدیریت یکپارچه شهری-غیر از مستندات قانونی- ارتباط فرایند محور سازمان ها ی خدمت رسان به مردم شهر است.در رویکرد فرایندیسازمان های خدمت رسان برای اینکه به نحوی اثربخش وکارامد انجام وظیفه کنند، فعالیت های به هم پیوسته را شناسایی وبر انها اعمال مدیریت می کنند واین مفهومی غیر از" مدیریت یکپارچه شهری" نیست.

در مدیریت یکپارچه شهری ،فرایند خدمت رسانی در زنجیره پیوسته ای اززیرفرایند ها تعریف می شود که نهادهای متعدد دولتی ومردم نهاد می توانند به نحوی اثربخش وکارامد ان را به مردم تقدیم کنند.

رویکرد فرایندی در شهرداری

نهاد شهرداری بزرگترین سازمان مردم نهاد در عرصه خدمت به مردم است وبه همین دلیل شایسته است که نمادی از سازمان های فرایند محور باشد.به همین دلیل نه تنها لازم است فرایندهای خدمت رسانی به مردم شناسایی شود بلکه با مهندسی مجدد فرایندها(BPR)به صورت اساسی و اصولی این فرایندها بررسی و در صورت لزوم باز تعریف شود.از مهمترین ویژگی های مهندسی مجدد فرایندها بازنگری در گامها و عملیات های  اجرای یک خدمت است که باعث می شود از سردر گمی مردم ودوباره کاری امور جلوگیری شود.

از دیگر محاسن مهندسی مجدد فرایندهای خدمت رسانی به مردم، شفافیت ان ودر نتیجه امکان کنترل ،پایش وعارضه یابی  فرایندها است.

این مهم سراغازخدمت رسانی الکترونیکی وبه تبع ان کاهش مراجعات مردمی به شهرداری ها است،خدمت ماندگاری که با سرمایه گذاری قابل تقدیر شهرداری در این سال هاواماده بودن زیر ساختهای فن اوری اطلاعات(IT) به نگاه ورویکرد فرایندی وهمت اعضا شورای شهرومدیران اینده شهرداری نیازمند است.

 "سه،چهار سال پیش اسفالت خیابان شهید مفتح (ره) وضعیت بسیار نامناسبی داشت.تردد با خودرو از خیابان بدون عبور از چاله های خیابان امری محال بود. به طور اتفاقی شهردار منطقه4 را که از دوستان قدیمی بود دیدم وموضوع را به ایشان گفتم.ایشان ضمن تایید موضوع گفتند که برنامه اسفالت این خیابان وکوچه های اطراف ان در دستور کار قرار دارد.تا دوماه بعد نیز پیمانکاران شهرداری خیابان ها وکوچه ها را اسفالت کردند.هنوز یکی دو ماه از اسفالت خیابان نگذشته بود که سایر ادارات وسازمان های خدمت رسان با کلنگ وتیشه وپیکور اسفالت یک دست وسالم خیابان را زخمی کردند وامروز باید دوباره به این خیابان سرزدو...."

واقعیت این است که يكي از مشكلات تمام شهرها و روستاها ناهماهنگي ميان ارگان ها و نهادهاي خدمت رسان در انجام امور است. بارها شاهد بوده ايم كه خياباني آسفالت شده اما شركت هاي آب وفاضلاب، برق، گاز، مخابرات و امثال اينها هنوز سياهي آسفالت به خاكستري نگراييده، آنرا مي شكافند تا لوله اي يا سيمي را در دل زمين جا بدهند. اين مسئله كار را براي مردم نهادهاي خدمات رسان مشكل مي كند و نارضايتي عمومي را بوجود مي آورد. از یکی از شهرداران مناطق شنیدم که در بعضی مواقع کار به گرو کشی سازمان های خدمت رسان هم می رسد

این موضوع را بارها بارها دیده ایم وبه راه کار های متنوعی فکر کرده ایم. واقعا علت عدم هماهنگی سازمان ها ونهاد های خدمت رسان شهری چیست؟ ایا این موضوع مصداق اسراف نیست؟ایا دربرنامه ریزی یک شهر این معضلات  قابل قبول است؟ چه باید کرد؟

یکی از واژه هایی که امروزه به عنوان راهکار موضوع مطرح می شود وازه "مدیریت یکپارچه شهری"است.

مدیریت شهری در قانون

  طرح مدیریت واحدشهری از جمله مباحثی است که در برنامه سوم به ان اشاره می شود .درماده136 برنامه سوم می خوانیم:

"به دولت اجازه داده مي شود باتوجه به تواناييهاي شهرداريها، آن گروه از تصديهاي مربوط به دستگاههاي اجرائي در رابطه با مديريت شهري را كه ضروري تشخيص مي دهد، براساس پيشنهاد مشترك وزارت كشور و سازمان امور اداري و استخدامي كشور همراه با منابع تأمين اعتبار ذيربط به شهرداريها واگذار كند."

در این باره در بند (ب) ماده 137 برنامه چهارم توسعه نیز می خوانیم:

"آن‌ دسته‌ از تصديهاي‌ قابل‌ واگذاري‌ دستگاههاي‌ دولتي‌ در امور توسعه‌ و عمران‌ شهر و روستا، باتصويب‌ هيأت‌وزيران‌ همراه‌ با منابع‌ مالي‌ ذيربط به‌ شهرداريها و دهياريها واگذار مي‌شود"

همچنین در برنامه پنجم  در ماده 173 در قالب مدیریت هماهنگ شهری می خوانیم:

دولت مجاز است در طول برنامه نسبت به تهيه برنامه جامع مديريت شهري به‌منظور دستيابي به ساختار مناسب و مديريت هماهنگ و يكپارچه شهري در محدوده و حريم شهرها، با رويكرد تحقق توسعة پايدار شهرها، تمركز مديريت از طريق واگذاري وظايف و تصديهاي دستگاههاي دولتي به بخشهاي خصوصي و تعاوني و شهرداريها، بازنگري و به‌روزرساني قوانين و مقررات شهرداريها و ارتقاء جايگاه شهرداريها و اتحاديه آنها اقدام قانوني به‌عمل‌آورد.

مدیریت واحد شهری یا مدیریت یکپارچه شهری

برداشت از قوانین برنامه سوم وچهارم توسعه ،مدیریت واحد شهری بوده است ولیکن متاسفانه مقاومت تعدادی از  دستگا ه های اجرایی و  آماده نبودن زیر ساختهای لازم در شهرداری ها برای تحقق مدیریت واحدشهری  و عوامل دیگر مانع از تحقق این برنامه هاشد، به همین دلیل در برنامه پنجم ماده 173 جایگزین و به جای مطرح کردن مدیریت واحد شهری  بحث "مدیریت هماهنگ شهری" گنجانده شد.

مدیریت یکپارچه شهری چیست؟

 برخی از کارشناسان، فلسفه مدیریت واحدشهری رافقط برطرف شدن ناهماهنگي ها، تداخل در وظايف سازمان هاي خدمات رسان، تعدد مراكز تصميم گيري در روستاها و شهرها و در نتيجه ايجاد نارضايتي در مردم، ضايع شدن بيت المال و ايجاد مشكلاتي چون ترافيك بويژه در كلانشهرها می دانند.

ولیکن بعضی از کارشناسان نظر دیگری دارند ومعتقدند در طرح مديريت -واحد- شهري، تصميم گيري و اجراي 23 وظيفه به شهرداري و شوراها منتقل و تفويض اختيار مي شود. كل اين مسئوليت ها و وظايف به همراه بودجه هاي آن در اختيار شوراها و شهرداري ها قرار مي گيرد چرا كه دولت نمي تواند به تمام امور شهري و روستايي رسيدگي كند و در نتيجه هزينه بالا و بهره وري پاييني براي مردم و دولت دارد.

براساس برنامه از تصدي‌هاي قابل واگذاري دستگاه‌هاي دولتي می توان به امور توسعه و عمران شهر با اولويت امور مربوط به‌مديريت ترافيک، راهنمايي و رانندگي، مديريت نگهداري و بهره‌برداري پارک‌هاي جنگلي و اراضي ملي و منابع طبيعي با کاربري فضاي سبز، بهسازي و بهره‌برداري بستر و حريم رودخانه‌ها و مسيل‌ها و انهار طبيعي(با رعايت مقررات فني وزارت نيرو و حفظ مالکيت دولت)، اداره اماکن گردشگري، کتابخانه‌هاي عمومي و ورزشهاي همگاني در محدوده قانوني شهرها را به شهرداري‌ها اشاره کرد.

از سوی دیگر از فحوای بندهای فوق الذکر به راحتی مشخص است که منظور والبته هدف ازمدیریت واحد شهری قرار گرفتن شهرداری در رأس همه امور اجرایی شهراز خدمات‌رسانی تا توسعه و عمران نیست، بلکه نوعی از مدیریت یکپارچه و توانمند در همه نهادها و ارگان‌هایی است که در بهبود مسائل و رفع مشکلات شهری به صورت موضوعی و موضعی می‌توانند نقشی مستقل یا مکمل داشته باشند.

مدیریت یکپارچه شهری شامل بخش‌های مختلف و متنوعی مانندمدیریت حمل ونقل وترافیک ،محیط زیست وزندگی  ،بازسازی بافت فرسوده شهری،مدیریت فرهنگی شهر ، مدیریت آب و فاضلاب وده ها موضوع دیگر در شهر است.

واقعیت این است که اولین رکن تحقق مدیریت یکپارچه شهری ارتقائ جایگاه شورای شهر است. جایگاهی بسیار فراتر از شورای شهرداری،جایگاهی به جا مانده از سه ،چهار دولت گذشته که خواسته یا ناخواسته مانع از اجرای قوانین برنامه های فوق الذکر شدند.

این مهم نیز به غیر از احقاق حق جدی توسط شورای عالی استانها وتعامل این نهاد با دولت ومجلس شورای اسلامی محقق نخواهدشد.وظیفه ای که پیگیری ان در دوره چهارم شوراهای اسلامی از اولویت های این نهاد های مردم نهاد است.

از سوی همانگونه که به صراحت در برنامه های سوم وچهارم امده است دولت ها موظف بوده وهستند که منابع مالی ذی ربط اجرای مدیریت یکپارچه شهری را در اختیار شهرداری ها قرار دهندواین نه تنها به معنای افزایش بودجه شهرداری ها است بلکه نتیجه ان هزینه  شدن بودجه براساس نیاز هر شهر وتشخیص معتمدان محلی وشهری است واین موضوع نتیجه ای جز مدیریت اثربخش وکارای بودجه نیست.

البته در این موضوع ابهاماتی مانند نحوه انتخاب مدیران شهری،تعامل انان با وزرا وشورای شهر وحتی مدیران شهرداری وجود دارد که به نظر می رسد پیگیری موثر شورای عالی استان ها ومیل واشتیاق دولت ها در کوچک شدن دولت وتفویض اختیارات خود به نهاد های مردم نهاد هر چه زودتر ان ها رابرطرف خواهد کرد.

امیدواریم برگزاری همزمان انتخابات ریاست جمهوری و شورای اسلامی طلیعه مبارکی بر دست یابی شوراهای اسلامی به جایگاه اصلی خود باشد.جایگاهی در قانون اساسی مترقی جمهوری اسلامی ایران که این گونه تبیین شده است:

"براي پيشبرد سريع برنامه‏هاي اجتماعي، اقتصادي، عمراني، بهداشتي، فرهنگي، آموزشي و ساير امور رفاهي از طريق همكاري مردم با توجه به مقتضيات محلي، اداره امور هر روستا، بخش، شهر، شهرستان يا استان با نظارت شورايي به نام شوراي ده، بخش، شهر، شهرستان يا استان صورت ميگيرد كه اعضاي آن را مردم همان محل انتخاب ميكنند."

شهر اسلامی بایستی نماد تمدن نوین اسلامی باشد. به همین دلیل شهر اسلامی بایستی در هر دوبعد سبک یا فرهنگ زندگی(نظیر خانواده، ازدواج، نوع مسکن، نوع لباس، الگوی مصرف، تفریحات، کسب و کار و رفتارهای فردی و اجتماعی در محیطهای مختلف) وسخت فزاری(مانند علم، اختراع، اقتصاد، سیاست، اعتبار بین المللی و نظائر آن) نماد تمدن نوین اسلامی باشد.

در این یادداشت بنا داریم به مقوله بسیار مهم فرهنگ سازی سبک زندگی ونقش نهاد های فرهنگی شهری دراین باره بپردازیم ،به همین دلیل ضمن تبیین راهبرد واستراتژی این فرهنگ سازی ، بعضی از راهکارهای عملیاتی پیشنهادخواهدشد.

ازنکاتی که رهبر معظم انقلاب در سال های گذشته در دیدار اعضا شورای انقلاب فرهنگی با ایشان تاکید داشته اند ،مقوله"مهندسی فرهنگی" است.معظم له در تعریف مهندسی فرهنگی می فرمایند: "مهندسی فرهنگی یعنی برای نوزادی که امروز به دنیا می اید برنامه داشته باشید."

اگر قرار است ما سبک وفرهنگ زندگی شهرمان را به سمت وسوی سبک و فرهنگ زندگی اسلامی رهنمون کنیم نه تنها بایستی در مدیریت فرهنگی شهر به راهبرد"مهندسی فرهنگی"  با تعریف رهبر معظم انقلاب توجه ویژه داشته باشیم بلکه همه نهادهای فرهنگی اعم از دولتی یا مردمی با هماهنگی همدیگر وبه بیان دیگر با مدیریتی یکپارچه وهدفمند ضمن بهره گیری از پتانسیل های بی نظیرفرهنگی و زیر ساخت های موجود باتقویت نقاط قوت وهمپوشانی نقاط ضعف، اهداف فرهنگی کاربردی را طراحی واجرا نمایند.

یکی از مهمترین اصلاحات در این حوزه باز تعریف ارتباط نهادهای فرهنگی با مردم وکیفیت این ارتباط  است.

در این راستا کارایی توانمندی نهادهای فرهنگی با" اصلاح نحوه ارتباط بامردم" به صورت تعامل موثر مبتنی بر" شناسایی نیازهای انان" و"اطمینان از اثر بخشی" خدمات ارایه شده مضاعف شود.

واقعیت این است که  اگر چه حضور خانواده ها به جهت دریافت خدمت و اموزشهای متفاوت با تشخیص خودشان خوب است ولی به هیچ عنوان کافی نیست.

ایا بررسی های کارشناسی وعلمی جایگزین مناسبی برای تشخیص نیازهای سطحی اموزشی نیست؟

 نیازهای اموزشی خانواده ها(پدر ،مادر،فرزندان) چیست؟ایا نیازهای اموزشی افراد خانواده یکسان است؟

چه افرادی درچه سن وسالی به چه اموزش هایی نیاز دارند؟ایا این نیاز های اموزشی مبتنی بر یک الگوی کلی است؟

تامل در این سئوالات میزان صحیح بودن جهت گیری فعالیت های فعلی نهادهای فرهنگی وصدالبته بخشی از نقشه راه فرهنگی شهر اسلامی وبه عبارت دیگر سمت وسوی"مهندسی فرهنگی" را مشخص می کند.

در شرایط فعلی نه تنها بهره گیری کودکان ،نوجوانان ، جوانان وحتی مادران وپدران از امکانات موسسات فرهنگی و فرهنگسراها  مبتنی بر نیاز سنجی اموزشی و خدمت نیست بلکه کارایی واثر بخشی این اموزش ها نیز اندازه گیری نمی شود.

در اولین تغییر نگرش لازم است بپذیریم که ارایه خدمت و برگزاری دوره های اموزشی در نهاد ها ومراکز فرهنگی متناسب با نیاز های مردم باشد و این نیاز ها از نیاز سنجی های علمی منتج شود.

به عنوان نمونه مطالعات علمی نشان می دهد که نیاز های اموزشی  افراد متناسب با تیپ شخصیتی و استعدادهای انان متفاوت است. به همین دلیل مهمترین اولویت کاری نهاد های فرهنگی بسیج نمودن امکانات در راستای استعدادیابی نسل های اینده-کودکان و نونهالان این شهر و دیار- وسپس فراهم نمودن امکان پرورش استعدادهای انان ودر نهایت اطمینان از صحت استعدادیابی اولیه و اثر بخشی پرورش استعدادها است.

برنامه ای که در اولین گام با هدفمند نمودن سرمایه های انسانی وامکانات سخت افزاری فرهنگسراها ی شهرداری،اموزش وپرورش وسازمان بهزیستی وحضور برنامه ریزی شده نونهالان مقاطع مهد کودک و پیش دبستانی در برنامه های خاص وبا هدف استعدادیابی اغاز می شود

البته لازم است فراموش نشود  نیاز سنجی اموزشی به عنوان مقدمه حضور پدرها ومادران اینده وامروز در دوره های اموزشی مخصوص به خود الزامی است .

در این مورد نیز به عنوان یک راهکار می توان  به ارتباط اولیه نهادهای فرهنگی با زوج های جوان درمراحل اولیه تشکیل زندگی(انتخاب همسر،اشنایی،دوران عقد و..)باایجاد انگیزه حضور درتورهای فرهنگی (اشنایی با اثار باستانی،مفاخر،تفریحگاه ها و....) اشاره نمود وبا استفاده از این فرصت  نیاز های اموزشی انان را شناسایی وخدمات اموزشی مناسب را ارایه نمود.

درتداوم زندگی مشترک( پس از عروسی ، خانه داری وامادگی قبل از بارداری،تربیت فرزندو....) نیز با تجربه خوشایند این زوج ها- از اموزش های کارا وموثر دوره اول-و با استفاده از امکانات فراوان فرهنگی ومشاوران توانمند،اموزش های لازم درباره سبک وفرهنگ صحیح زندگی اسلامی رابه انان ارایه نمود.

یاداوری این موضوع ضروری است که مهمتر ازارایه خدمات فرهنگی و برگزاری دوره های اموزشی ،اطمینان از اثر بخشی دوره های اموزشی است.

تشخیص علمی نیازهای اموزشی که در سطور فوق بیان شد پیش نیاز این مهم است وتداوم ارتباط با خانواده ها وتعامل با انان شرط دیگر اطمینان از اثر بخشی اموزش ها است که این موضوع نیز به تغییر نگاه جدی مدیران فرهنگی جامعه وابسته است.

این موضوع بار دیگر لزوم مدیریت یکپارچه فرهنگی را مشخص می کند چرا که هر فرد در دوره های مختلف زندگی با نهادهای گوناگون فرهنگی  ارتباط داشته است وتعامل نهادهای فرهنگی درارتقا سبک وفرهنگ زندگی افراد وبه تبع ان جامعه بسیار موثر است 

با توجه  به اینکه موارد فوق بخشی از برنامه های راهبردی است که لازم است در راستای اصلاح سبک زندگی انجام داد، امید  این یادداشت اغاز مباحثه علمی وفرهنگی صاحبنظران ومدیران فرهنگی شهراصفهان با هدف پیشتازی در تحقق منویات ناخدای تمدن نوین اسلامی باشد .

 فراموش نکنیم  که رهبرمعظم انقلاب انتظار ویژه ای از مردم با فرهنگ و علما وبزرگان شهر اصفهان دارند. مردم وبزرگانی که می توانند با انتخاب های هوشمند وتشکیل شورای اسلامی توانمند به تحقق هرچه زودتر منویات رهبر معظم انقلاب جامه عمل بپوشندکه:  

  نگاه علما، دانشمندان و محققان در اصفهان به آن افقهاى بلند موجود در قرنهاى گذشتهباشد. يك روزى اصفهان مركز نورافشانى علمى به همه‌ى كشور، بلكه به همه‌ى دنياىاسلام بوده است؛ بايد دنبال يك چنين جايگاهى باشيد

صفحه9 از9