مبارزه با مفاسد اقتصادی ، تفکر ومشی جهادی در مدیران ، پیاده سازی اقتصاد مقاومتی ، برپایی کرسی های ازاد اندیشی ، زیربنای مهندسی فرهنگی ، ترویج سبک زندگی اسلامی و ده ها کلید واژه دیگر مطالبات رهبری نظام از مسئولین کشور بوده است.

براورد شما از رضایت مندی حضرت اقا از عملکرد مسئولین در عملیاتی نمودن دیدگاه های ایشان چیست؟

شما با چه نمره ای موفقیت مسئولین در فرهنگ سازی،بسترسازی و پیاده سازی منویات ایشان را می سنجید ؟

البته ایشان با اشراف به مشکلات و مصائب تحقق مطالبات فوق ، زحمات مسئولین را ارج می نهند و سختی اجرای این امور را یاداوری می نمایند ولیکن گاهی نیز به صورت علنی ، نارضایتی خود را از موثر نبودن اقدامات یا عدم توجه به این راهبردها را مطرح می نمایند.

ادبیات ایشان در پاسخ نامه اقای جهانگیری در باره همایش مبارزه با مفاسد اقتصادی یا عدم توجه به اقتصاد مقاومتی در دولت فعلی یا دولت های گذشته از نمونه های تلخ و جانسوز این موضوع است.

واما ایشان در دیدار سالیانه دانشجویان در ماه مبارک رمضان که انصافا از به یادماندنی ترین برنامه های سالیانه ایشان است-

ابتکارو راهکار جدیدی را مطرح فرمودند و ذیل سرفصل "ارمان خواهی" و در برنامه ای سه مرحله ای دانشجویان و سپس مردم را برای تحقق ارمان ها و عملیاتی و اجرایی شدن ان توسط مسئولین به میدان فراخواندند هر چند که متاسفانه این مهم یکی از محورهایی بود که درمیان ده ها رهنمود ایشان در این جلسه مغفول ماند.

معظم له بر توان تصمیم سازی غیر مستقیم دانشجویان از طریق گفتمان سازی انان تاکید نموده و می فرمایند " شما وقتی که یک آرمانی را دنبال میکنید میگویید، تکرار میکنید و بجد پای آن می‌ایستید، این یک گفتمان در جامعه ایجاد میکند، این موجب تصمیم‌سازی میشود؛ زیدِ تصمیم‌گیر در فلان مرکز تصمیم‌گیریِ مدیریت کشوری، وقتی که یک چیزی به‌عنوان یک گفتمان درآمد، مجبور میشود دنبال بکند"

ایشان دربیانات خود این راهکار کلیدی را تشریح نموده و می فرمایند:"آرمان‌ها را تکرار کنید، با جدیت بر سر آنها بایستید تا به گفتمان دانشجویی و سپس گفتمان عمومی تبدیل شوند، آنگاه مسئولان و مراکز دولتی و حکومتی، تحت تأثیر قرار خواهند گرفت. "

اری ایشان دانشجویان را به باز نمودن معبر " گفتمان دانشجویی" و حضور احاد مردم کشور عزیزمان در میدان " گفتمان عمومی " برای انجام عملیات " تحقق ارمان ها " با رمز قرانی " إِنَّ اللّهَ لاَ يُغَيِّرُ مَا بِقَوْمٍ حَتَّى يُغَيِّرُواْ مَا بِأَنْفُسِهِمْ " فرا می خوانند.

امید است همه ما اعم از ، مخاطبان اولیه ایشان - دانشجویان و دانش پژوهان - و سپس مردم عزیز کشورمان با همتی والا و در سال "همزبانی و همدلی ملت و دولت " قدر نعمت وجود ایشان را با پیاده سازی این راهبرد پاس داریم و یکی از مهمترین راهکارهای تحقق شعار امسال را پیگیری و اجرایی نماییم .

یا علی مدد

اواخر مرداد ماه دو سال پیش بود که در مقاله "نقدهای یک شاگرد،تشکریک شهروندوتذکریک دوست" دغدغه های یک شاگرد،یک شهروند و یک دوست را به خطاب به دوستان بزرگوارم در شورای شهر و دکتر سقائیان نژاد – که در ان زمان یکی از گزینه های مدیریت شهرداری - بودند بیان کردم.
در ان نوشتار خاطره ای را یاداوری کردم که
"پس از حضور قاطع اصولگرایان در شورای دوم و قطعی شدن مسئولیت دکتر به عنوان شهردار شهر اصفهان، در جلسه جامعه اسلامی مهندسین اقای مهندس نیلی - مدیر اسبق روابط عمومی دانشگاه صنعتی- به خاطر بار سنگین این مسئولیت به ایشان تسلیت گفت و اما حقیر که شاگرد هر دو نفر بودم - در اعتراض - تبریک گفتم و گفتم: که در دوران اصلاحات، شهردار اصولگرا بهترین فرصت خدمت و چشاندن مزه خدمت صادقانه را به مردم اصفهان دارد وخوشا به سعادت شما."
و اما امروز چند روزی است که با سپری شدن 12سال بار مسئولیت سنگین شهرداری اصفهان از دوش دکتر سقائیان نژاد برداشته شده است.
در ابتدا لازم است به سهم خود و به مصداق "من لم یشکرالمخلوق ، لم یشکر الخالق " از او که ازسنگر دانشگاه و با تجربه مدیریت یکی از بزرگترین نهادهای علمی این مرزو بوم ، کمر به خدمت همشهریان عزیز پرداخت تشکر نمایم و از درگاه احدیت ارزوی عمری با عزت و توفیق روز افزون مسئلت نمایم.
ودر ادامه با توجه به مسائل روزهای اخیر نکات ذیل را یاداوری نمایم:
1-دکتر نه تنها یک مدیر حرفه ای است و بالا و پایین امور را خوب می شناسد و سرد و گرم روزگار را چشیده ، بلکه به عنوان یکی از مدیران این نظام ، اعتقاد دارد که یکی از بسترهای خدمت به مردم عرصه های مدیریتی است که دیروز سفره خدمت برای ایشان پهن بود و امروز نه .
تغییر سنگر خدمت فرصت جدید برای ایشان است و قطعا با استفاده از این فرصت بار دیگر به اموزش و پرورش اینده سازان این مرزو بوم خواهد پرداخت و البته حضورش در فضای دانشگاه صنعتی فرصت مغتنمی برای بچه های حزب اللهی خواهد بود.
2-خدمات 12 ساله دکتر و همکارانش در شهر اصفهان بر کسی پوشیده نیست و هر شهروند منصفی بران صحه می گذرد . گشت و گذاری در محله های گوناگون شهر حکایت از تغییراتی چشمگیری دارد که در سالیان گذشته رخ داده است و استحقاق تقدیر دارد.
تقدیری که نه تنها بدلیل عینیت بخشیدن به حدیث فوق بلکه بواسطه وجهه فرهنگی و قدردان مردم اصفهان لازم است و شایسته است که مسئولین شهر به ان همت گمارند
3- دوستانی که در عرصه های مدیریتی حضور داشته اند خوب می دانند که 12 سال مدیریت در دستگاه بزرگی چون شهرداری بی عیب و نقص نیست و از قضا ایشان بدلیل یکی از همین مسائل مدیریتی – بدون توجه به وزن آن – و البته در فرایندی قانونی استیضاح شد.
در گوشه و کنار شهر می شنویم و فضای مجازی می بینیم و می خوانیم که که این استیضاح و در نهایت برکناری دلایل مختلف و دیگری داشته است ولی انچه مستند است و ماندگار، موضوع استیضاح است و این جمله شیوا که "ان را که از حساب پاک است از محاسبه چه باک است"و البته" ابروی یک مومن که از احترام کعبه بالاتر است."
البته امانت مسئولیت نیز حقی بزرگ بر مسئولین است و پاسخگویی وجوه امانت داری لازم .
4- در محافل سیاسی حاشیه های فراوانی درباره نحوه ارایش استیضاح کنندگان مطرح است – موضوعی که بسیار مهم است ولیکن در این مجال به ان نمی پردازم - ولی به همه نمایندگان مردم در شورای شهر- 14نفرموافق استیضاح و 7نفر مخالف
استیضاح - به عنوان یک همشهری و البته دوست خیرخواه متذکر می شوم :
- در نظام جمهوری اسلامی که به برکت خون شهیدان عزیزمان پاینده است ان بخش از آراء شما که با حجت شرعی همراه باشد ماجوراست ، هر چه می خواهد باشد
- در نظام جمهوری اسلامی هیچ عهدی بالاتر و فراتر از تعهد و دین ما و شما و تک تک احاد جامعه به مادران و همسران و فرزندان شهیدان عزیزمان نیست
- مردم و همشهریان عزیزمان از شما خدمت می خواهند و خدمت، و لازمه ان تحقق امر رهبر معظم انقلاب است که " در اداره کلان شهر تهران و همچنین در اداره کشور باید روحیه خدمت به مردم با نیت خدایی و با تکیه بر علم و درایت یا همان روحیه مدیریت جهادی حاکم باشد تا بتوان از مشکلات عبور کرد و به پیش رفت"
ودر پایان ! عزیزان شورای شهر به یادداشته باشید که خدمت صادقانه به مردم عزیزمان –که متناسب با انتخاب شایسته شماست- نه تنها تداوم بخش لبخند زیبای همشهریان عزیزمان در عرصه های گوناگون است بلکه بالاترین عبادت است به مصداق "عبادت به جز خدمت خلق نیست"

مدیر محترم
باسلام
حلول سالی جدید در عرصه مدیریتی شما را تبریک می گویم .
با مدیریت ، تلاش و پیگیری های شما برگ دیگری در تاریخ پرافتخار این مرزو بوم ورق خورد ، اقدامات شما در این دفتر قطور ثبت گردید و نتایج را ایندگان، نه فقط در کتب تاریخ بلکه باچشمان خود نیز به قضاوت خواهند نشست .
باهدف کمک به جنابعالی در توفیق روز افزون در این مسیر خطیر ، پرسشنامه زیر طراحی و تقدیم می گردد.
امید است که چراخی فرا رویتان باشد:

1-برای حل مشکلات حوزه های مدیریتی خود - و کشور - به کدام یک از مولفه های جمله زیر بیشتر توجه نموده اید :
"این مشکلات، با صبر و حوصله و تدبیر و پیگیری لازم، قابل حل هستند."
1) صبر و حوصله 2) تدبیر 3) پیگیری 4)همه موارد

2- کدام یک از مشکلات زیر حائز شرایط جمله ذیل است ؟
"مسئله .............، مسئله این دولت یا آن دولت، مسئله‌ی این شخص یا آن شخص و مسئله این جریان و یا آن جریان نیست بلکه موضوعی کشوری و ملی است که باید برای حل مشکلات مرتبط با آن، همه دست به دست یکدیگر دهند."
1)محیط زیست 2)اقتصاد مقاومتی 3)انرژی هسته ای 4)همه معضلات کشور

3-در حل یک مشکل به کدام یک از رئوس مطرح شده در جمله زیر تو جه نمی کنید ؟
"عامل را وقتی شناختیم، یک قدم به حلّ مشکل نزدیک شدیم؛ باید با جدّیّت سراغ این مسئله رفت. این چیزها چیزهای تبلیغاتی نیست؛
اینها از آن اموری نیست که اوّل تابلویش را باید زد؛ [بلکه] اوّل باید کار را انجام داد. وقتی کار انجام گرفت، همه‌ی مردم بدون تابلو [هم] احساس میکنند."
1)ریشه یابی و شناخت مشکل 2)انجام کارصحیح 3)درک و حس مردم در حل مشکلات 4)جدیت و پیگیری در انجام امور

4-سطح رضایت تان از عمل به جمله زیر را مشخص نمایید:
"اجازه ندهیم کسانی بیایند با دست‌اندازی به ....................، ثروت عمومی را به‌نوبه‌ی خود تبدیل کنند به ثروت شخصی. این ............................ یک ثروت عمومی است؛ [اینکه] کسانی بیایند با زرنگی، با دست‌کاری کردن قانون، با احیاناً خریدنِ یکی دو نفر آدم سست‌عنصر در فلان دستگاه، این ثروت عمومی را تبدیل کنند به ثروت شخصی خودشان، خیلی رنج‌آور است!"

1)عالی 2) خوب 3) متوسط 4) بسیار خوب

5- آیا راوی جمله ذیل با دو کلمه " قاطعیّت"و " عرضه" راهکار برخورد با متجاوزین به حقوق مردم را به خوبی بیان نموده است:
"خب تلاش هم کرده‌اند لکن قاطع باید برخورد کنند. مسئولین باید در مقابلِ این سوءاستفاده‌کننده قاطعیّت به‌خرج بدهند؛ عُرضه باید به‌خرج بدهند؛ نگذارند فلان آدمِ سوءاستفاده‌چی با شیوه‌های مشخّص سوءاستفاده کند."
1)بله 2)خیر 3) تاحدی 4)نمی دانم

6-با توجه به جمله زیر، نمره شما در مشارکت دهی مردم در انجام امور در چه سطحی است؟
"البتّه مردم هم نقش دارند؛ مردم میتوانند نقشهای خوبی ایفا کنند، همکاری کنند؛ شرطش این است که دستگاه‌های حاکمیّتی به‌طور جدّی دنبال قضیّه باشند. اگر جدّیّت به‌خرج بدهند، مردم هم به اینها کمک خواهند کرد."
1)عالی 2) خوب 3) متوسط 4) بسیار خوب

7- حس شما از شنیدن جملات زیر چیست؟
"کارهایی هم شروع کردند، ما جلویش را گرفتیم، یک تشری زدیم، دعوایی کردیم؛ میدانم موقّتاً دست برداشتند، امّا منتظرند یک غفلتی صورت بگیرد؛ یا این حقیر نباشم، یا غفلتی پیش بیاید، بالاخره بروند اینجا را تصرّف کنند؛ واقعاً انسان دلش میلرزد؛"
1)افتخار به جایگاه راوی جمله 2) شرمندگی 3) تصمیم بر مراقبت جدی 4)هر سه گزینه

8-با توجه به شاخص ذیل براورد شما از نمره ای که مردم به کیفیت کار شما می دهند چیست؟
"به هر حال مسئله مسئله‌ی بسیار مهمّی است؛ کار کار مهمّی است. ما در این زمینه‌ها همیشه هر سال صحبت کرده‌ایم. من حالا اینها را گفتم تا در معرض اطّلاع مردم و قضاوت مردم قرار بگیرد و بر این اساس نمره بدهند به دستگاه‌ها. معیار، دست مردم باشد، به دستگاه‌ها نمره بدهند، قضاوت کنند راجع به دستگاه‌ها"
1)عالی 2) خوب 3) متوسط 4) بسیار خوب


9-باتوجه به حرفهاو توصیه های 15 ساله ، به چه میزان در حل مشکلات کشور "تحرک و حرکت جدی" داشته اید؟
البتّه برای من یک گزارشی آوردند از صحبتهایی که در این چند سال - از سال ۷۷ تا امروز، پانزده سال - درباره‌ی این مسئله کرده‌ایم، خیلی حرفها گفته شده، توصیه‌ها شده، لکن توصیه به‌تنهایی علاج و درمان مشکلات بزرگ نیست. یک تحرّک و حرکت جدّی‌ای باید دنبال کار باشد. البتّه کارهای خوبی هم در این سالها انجام گرفته که چشم به آنها هم نمیشود بست.
1)به میزان کافی 2) به میزان لازم 3) میزان کافی و لازم 4)تلاش خود را انجام داده ام

موفق باشید

بابک حیدری

خبر باور نکردنی و تاسف بار است و اگر نبود رسالت قلم و شرافت اشرف مخلوقات و حرمت سرزمین وحی دست به قلم نمی شدم:

با تامل در اتفاق رخ داده در فرودگاه جده – در هر سطح که رخ داده باشد - دو احتمال ذیل به ذهن متبادر می شود:
1- قصه ارتکاب مامورین امنیتی ال سعود در اعمال مشابه سری دراز داشته باشد و تعرض آنان به زائران برای اولین بار رخ نداده باشد و هراز چند گاهی هر شخصی با هر ملیتی – به ویژه با توجه به اینکه فقط زائران کشورهای معدودی مانند ایران و ترکیه و مالزی به صورت کاروان های منظم اقدام به زیارت خانه خدا و مدینه النبی می نمایند- پس از مواجه با هتک حرمت برای حفظ آبرو سکوت اختیار کرده باشد .
شاید عبارت " مایل بودم حادثه فرودگاه جده رسانه‌ای نشود، اما حال که رسانه‌ای شده است " یکی از مراجع تقلید این احتمال را تقویت کند
2- احتمال دوم ، وقوع چنین بی ادبی برای اولین بار ،آن هم نسبت به زوار ایرانی است
در بررسی احتمال دوم کاملا مشخص است که هرگز و به صورت اتفاقی دو مامور – حتی خود سر- به خود اجازه نخواهند که چنین امری را مرتکب شوند وبه همین دلیل وقوع برنامه ریزی شده این کار – در هر سطحی از دولتمردان وحکمرانان یا مامورین عالی یا میان رتبه سعودی- محتمل است . به ویژه اینکه شیرینی حکمرانی امیرجدید سعودی با شکست های نظامی خفت بار مزدوران ال سعود در عراق،سوریه و یمن و شکست سیاسی آنان در تثبیت وتداوم ائتلاف مخالفان فعالیت های صلح آمیز هسته ای ایران به تلخی گراییده است وانان یا مزدورانشان با خفت و زبونی بیش از پیش راهی جز به چالش کشیدن غیرت ایرانی و ایرانیان را پیش روی خود ندیده اند.
با در نظر گرفتن این دو احتمال یا - هر احتمال دیگری که به ذهن خواننده محترم – متبادر شود پاسخ گستاخی مامورین سعودی با انجام اقدامات کلیشه ای دیپلماتیک وحتی محاکمه قانونی وشرعی آنان کافی نیست.
چرا که چنین بی حرمتی حکایت از عدم صلاحیت و لیاقت ال سعود در نوکری زائران سرزمین وحی دارد و مجددا این جمله بنیانگذار انقلاب اسلامی را به یاد می اورد که " در هر صورت آل سعود براى تصدى امور کعبه و حج لیاقت نداشته و علما و مسلمانان و روشنفکران باید چاره‏ اى بیندیشند "
حال که این خاندان علی رغم ناتوانی در تامین امنیت مهمانان ان کشور و اداره چند مامور امنیتی ، امکانات پیدا و پنهان خود را در جنگ افروزی در منطقه بکار گرفته اند آیا زمان آن فرا نرسیده از ظرفیت گسترده کشورهای اسلامی در اصلاح و تغییر روند خدمت به زائران بیت الله الحرام و توقف حاکمیت این اندیشه متحجر در این حوزه استفاده نماییم.
در این نوشتار که یکی از تلخ ترین مکتوبات این حقیر است از دولتمردان محترم خواستارم ، فراتر از شعار بازگرداندن عزت به گذر نامه ایرانی و به موازات انجام اقدامات کلیشه ای دیپلماتیک مانند احضار کاردار و.... از ظرفیت" سازمان کنفرانس اسلامی" برای اثبات عدم صلاحیت ال سعود - که اکنون دلایل متعددی نیزدارد - استفاده نمایند.
البته هیات رئیسه و نمایندگان مجلس شورای اسلامی نیز فراموش ننمایند که ارائه طرح و نوشتن نامه به رئیس جمهور کفایت نمی کند و پیگیری عدم لیاقت این خاندان از مسیر "اتحادیه مجالس اسلامی" الزامی و موثر است .
در پایان لازم به یاداوری است که عزت و احترام مراجع عظام تقلید در بین علماء مسلمان به گونه ای است که واکنش ومکاتبه آنان با سایرعلماء دینی و پیگیری آنان - با توجه به تاکید بنیانگذار انقلاب اسلامی - تاثیر فراوانی در اصلاح و ارتقاء خدمت رسانی به حجاج خواهد داشت.

حسین شریعتمداری در یادداشتی نوشت

آقای دکتر ظریف وزیر محترم امور خارجه کشورمان در مصاحبه با هفته‌نامه «صدا» و در پاسخ به این پرسش که بر فرض رسیدن به توافق با ۵+۱، چه تضمینی وجود خواهد داشت که طرف مقابل - مخصوصا آمریکا- به تعهدات خود پایبند باشد؟ می‌گوید؛ «بالاخره این توافقی است که در یک قطعنامه فصل هفتمی منشور ملل متحد مورد تائید قرار می‌گیرد و در نتیجه به یک توافق بین‌المللی و الزام‌آور برای همه دولت‌ها تبدیل می‌شود».

طی چند هفته اخیر و مخصوصا بعد از نامه ۴۷ سناتور آمریکایی که در آن اعلام کرده بودند توافق احتمالی با ایران فقط تا پایان دوره ریاست‌جمهوری اوباما اعتبار دارد و رئیس‌جمهور بعدی آمریکا می‌تواند توافق انجام شده را لغو کرده و نادیده بگیرد، مسئله تضمین لازم برای پایبندی طرفین به تعهدات خود در توافق احتمالی به صورت پررنگ‌تر و جدی‌تری در دستور کار مذاکرات قرار گرفت و هر دو سوی مذاکره - ایران و گروه کشورهای ۵+۱- به این نتیجه رسیدند که چنانچه ادامه مذاکرات جاری به توافق منجر شود، این توافق در قالب یک «قطعنامه» از سوی شورای امنیت سازمان ملل مورد تائید قرار بگیرد تا انجام تعهدات برای تمامی کشورهای طرف توافق - بلکه همه کشورهای عضو سازمان ملل - الزام‌آور باشد.

تصمیم مورد اشاره تا این نقطه تقریبا - تاکید می‌شود که تقریبا - عادی تلقی می‌شود اما جناب ظریف در مصاحبه خود این قطعنامه را «یک قطعنامه فصل هفتمی منشور ملل متحد» معرفی می‌کند که بدون تردید - و با پوزش از ایشان- اقدامی خسارت‌آفرین و تهدیدی جدی برای امنیت جمهوری اسلامی ایرانی است. توضیح آن که؛

۱- عنوان فصل هفتم منشور ملل متحد «اقدام در موارد تهدید علیه صلح، نقض صلح و اعمال تجاوز»! است که در ۱۳ ماده - از ماده ۳۹ تا ۵۱ - تدوین شده است و موضوع آن، اقدام بین‌المللی علیه کشورهایی است که تهدیدی علیه صلح جهانی - یا منطقه‌ای- تلقی می‌شوند و یا صلح‌ جهانی را نقض کرده‌اند و یا دست به اقدامات تجاوزکارانه زده‌اند. بنابراین پذیرش یک قطعنامه فصل هفتمی به مفهوم آن است که جمهوری اسلامی ایران نیز فعالیت هسته‌ای خود را تحت فصل هفتم منشور ملل متحد قابل تعریف می‌داند! یعنی پذیرش ضمنی آن که برنامه هسته‌ای کشورمان تهدیدی علیه صلح، نقض صلح و اقدامی تجاوزکارانه است!

۲- ماده ۴۱ از فصل هفتم منشور ملل متحد درباره کشوری که اقدامات آن صلح جهانی را به خطر انداخته و به توصیه‌های فصل ششم توجه نکرده است، تصریح می‌کند که؛
«شورای امنیت می‌تواند تصمیم بگیرد که برای اجرای تصمیمات آن شورا مبادرت به چه اقداماتی- که متضمن استعمال نیروی مسلح نباشد- لازم است و می‌تواند از اعضای ملل متحد بخواهد که به این قبیل اقدامات مبادرت ورزند. این اقدامات ممکن است شامل متوقف ساختن تمام یا قسمتی از روابط اقتصادی و ارتباطات راه‌آهن، دریایی، هوایی، پستی، تلگرافی، رادیویی و سایر وسایل ارتباطی و قطع روابط سیاسی باشد.»

تحریم‌های شورای امنیت علیه برنامه هسته‌ای جمهوری اسلامی ایران با استناد به همین ماده -۴۱- وضع و تصویب شده است و تحریم‌های آمریکا و اتحادیه اروپا نیز بر همین اساس بوده و ادامه دارد. اما از نگاه جمهوری اسلامی ایران این قطعنامه غیرقانونی است چرا که فعالیت هسته‌ای خود را صلح‌آمیز می‌داند و در بازرسی‌های بیش از ۱۱ ساله اخیر آژانس بین‌المللی انرژی‌ اتمی نیز کمترین نشانه‌ای از انحراف فعالیت صلح‌آمیز کشورمان به تولید سلاح اتمی و یا حرکت در جهت مقدمات این انحراف -DIVERSION- دیده نشده است، بنابراین تن دادن به «یک قطعنامه فصل هفتمی» که وزیرمحترم امور خارجه از آن خبر داده‌اند، به مفهوم و معنای آن است که ایران اسلامی نیز غیرصلح‌آمیز بودن برنامه هسته‌ای خود را تائید می‌کند! و از این روی؛ ایراد و اشکالی نمی‌بیند که قطعنامه تضمینی شورای امنیت برای توافق احتمالی، از نوع قطعنامه‌های فصل هفتمی باشد!

۳- پذیرش قطعنامه فصل هفتمی با شرحی که گذشت، تمامی مقاومت بیش از ۱۱ ساله ایران در چالش هسته‌ای تحمیلی را بر باد خواهد داد، چرا که اصلی‌ترین موضوع چالش یاد شده، ادعای حریف به غیرصلح‌آمیز بودن فعالیت هسته‌ای کشورمان و متهم کردن ایران به تلاش مخفیانه برای تولید سلاح اتمی بوده است! و در مقابل ایران اسلامی با ارائه اسناد فنی و حقوقی و اجازه بازرسی‌های گسترده و در مواردی فراتر از آنچه در پیمان NPT و پادمان‌های مربوطه آمده است و حتی تن دادن به بازرسی‌های موضوع پروتکل الحاقی- بازرسی از هر مکان و در هر زمان- نشان داده است که فعالیت هسته‌ای صلح‌آمیزی دارد. حالا تصور کنید که بعد از ۱۱ سال چالش فرصت‌سوز و خسارت‌آفرین و تحمل تحریم‌های ظالمانه و غیرقانونی، به قطعنامه‌ای تن می‌دهیم که در بستر و تحت موضوع فصل هفتم منشور ملل متحد، تصویب خواهد شد! آیا پذیرش این قطعنامه فصل هفتمی می‌تواند غیر از پذیرش اتهامات ۱۱ ساله حریف مبنی بر غیرصلح‌آمیز بودن فعالیت هسته‌ای کشورمان، معنا و مفهوم دیگری داشته باشد؟! و آیا به معنای آن نیست که برنامه هسته‌ای ایران را تهدید علیه صلح‌جهانی - یا منطقه‌ای - و مستوجب برخورد شورای امنیت سازمان ملل می‌دانیم؟! بدیهی است که وزیرمحترم امور خارجه کشورمان چنین دیدگاهی ندارند ولی تدارک حریف حیله‌گر در صورت غفلت می‌تواند پی‌آمد یاد شده را به دنبال داشته باشد. مخصوصا آن که حریف نشان داده است «نزده هم می‌رقصد»! چه رسد به این که ساز فصل هفتمی نیز کوک شود!

۴- فقط نیم‌نگاهی به اظهارات و اقدامات باج‌خواهانه و خصمانه حریف به وضوح نشان می‌دهد- و مقامات رسمی آمریکا نیز با صراحت تاکید کرده‌اند - که چالش هسته‌ای فقط بهانه‌ای برای تحریم‌ها و تحریم‌ها حربه‌ای برای مقابله با موجودیت جمهوری اسلامی ایران است و آمریکا و متحدانش در این آوردگاه که فقط تابلوی هسته‌ای دارد، از دست زدن به هیچ جنایتی امتناع نکرده و نخواهند کرد. با این توضیح به ماده ۴۲ از فصل هفتم منشور توجه کنید؛

«در صورتی که شورای امنیت تشخیص دهد که اقدامات پیش‌بینی شده در ماده ۴۱ کافی نخواهد بود یا ثابت شده باشد که کافی نیست می‌تواند به وسیله نیروهای هوایی، دریایی یا زمینی به اقدامی که برای حفظ یا اعاده صلح و امنیت بین‌المللی ضروری است مبادرت ورزد. این اقدام ممکن است مشتمل بر محاصره و سایر عملیات نیروهای هوایی، دریایی یا زمینی اعضای ملل متحد باشد.»

حالا باید پرسید مگر نه این که طی چند سال گذشته آمریکا و متحدان اروپایی آن از پذیرش اسناد و اطلاعات برآمده از بازرسی‌ها مبنی بر صلح‌آمیز بودن فعالیت هسته‌ای کشورمان طفره رفته‌اند تا آنجا که برای خارج کردن چالش از بستر «فنی و حقوقی»، پرونده هسته‌ای کشورمان را برخلاف تصریح بند «C» از ماده ۱۲ اساسنامه آژانس، به شورای امنیت برده‌اند تا بستر قابل تعریف «فنی و حقوقی» را به بستر غیرقابل تعریف «سیاسی» تبدیل کنند و... بنابراین آیا پذیرش قطعنامه فصل هفتمی زمینه عبور حریف از ماده ۴۱ به ماده ۴۲ - با شرحی که گذشت- را فراهم نمی‌آورد؟! می‌پرسید چگونه؟! پاسخ روشن است و البته تأسف‌آور. زیرا با تن دادن به این قطعنامه، پذیرفته‌ایم که فعالیت هسته‌ای کشورمان صلح جهانی- یا منطقه‌ای- را به خطر انداخته و چنانچه تحریم‌ها که موضوع ماده ۴۱ فصل هفتم است ایران را به قبول شرایط تحمیلی حریف وادار نکند، استناد به بند ۴۲ که اقدام نظامی از جمله اهرم‌های آن است، برای شورای امنیت سازمان ملل مجاز خواهد بود! مخصوصا با توجه به این واقعیت که هدف نهایی حریف به تأکید و تصریح مقامات رسمی آمریکا «تغییر ساختار جمهوری اسلامی ایران» است.

۵- و بالاخره در حالی که تیم هسته‌ای کشورمان با جدیت و همه توان در مذاکرات لوزان، مقابل حریف ایستاده است، نوشتن این وجیزه را ضروری نمی‌دانستیم اما، از آنجا که وزیر خارجه محترم کشورمان از احتمال پذیرش قطعنامه فصل هفتمی، خبر داده‌اند و این اقدام در صورت انجام، پی‌آمدهای خسارت‌آفرین و جبران‌نا‌پذیری به دنبال دارد چاره‌ای جز هشدار‌ نبود چرا که؛ تیم هسته‌ای کشورمان اگرچه فرزندان انقلاب هستند ولی به قول رهبر معظم انقلاب، آمریکا اهل حیله و خدعه و از پشت خنجر زدن است.

منبع:
http://jahannews.com/vdcce1q0o2bqsi8.ala2.html