شهید قرنی در سال 1292 شمسی متولد و از ابتدای كار در ارتش، فعالیت علیه رژیم طاغوت را آغاز كرد. در سال 1337 با عده ای از همكاران خود طرح یك كودتا را علیه رژیم ریخت كه بنا به دلایلی كشف شد و به سه سال زندان محكوم شد. سپهبد قرنی پس از آزادی از زندان به فعالیت های خود ادامه داد و در جریان 15 خرداد 1342 پس از دیدار با آیت الله میلانی مجددا دستگیر و به سه سال زندان محكوم شد.

حجت‌الاسلام صفایی رئیس دفتر عقیدتی-سیاسی مقام معظم رهبری در این باره می گوید :سپهبد قرنی در دوران حکومت پهلوی شش سال به دلیل متدین‌بودن و اقدام برای براندازی رژیم شاه در زندان به سر برد و شکنجه شد.بعد از آن شاه او را از درجه سرلشکری عزل و از ارتش اخراج کرد.وقتی اخراج شد یک منزل مسکونی محقر داشت و چیز دیگری در دست نداشت.یک روز از سوی دربار یک نظامی به خانه او آمده بود و یک چک به مبلغ ۳۰ هزار تومان را با ارزش پولی آن زمان به او داده بود اما شهید قرنی آن را قبول نکرده بود. آن مرد به سپهبد قرنی یادآور شده بود که این چک عطیه همایونی است اگر این را برگردانم اعلاحضرت ناراحت خواهند شد. این اقدام شهید قرنی نشان می‌دهد که او معتقد بود نظامی‌ که وابسته به آمریکا باشد باید براندازی شود و هیچ چیز آن مشروعیت ندارد.

وی در حلقه استقبال کنندگان از حضرت امام(ره) بود و دنبال پیروزی انقلاب، سپهبد قرنی به سمت اولین رییس ستاد مشترك ارتش منصوب شد. در شرایطی كه عده ای از گروهك های سیاسی به بهانه وضعیت گذشته ارتش شاهنشاهی خواستار انحلال ارتش بودند شهید قرنی تحت فرماندهی امام راحل انجام امور ارتش را بر عهده گرفت و در روز 24 بهمن 57 با حضور در دفتر ریاست ستاد ارتش خطاب به حاضران گفت:

"ارتش شاهنشاهی كه می گفتند از مجهزترین ارتش های دنیاست و شاید هم از لحاظ وسایل و تجهیزات چنین بود, از آنجا كه ایمان و اعتقاد نداشت, ظرف چند ساعت متلاشی شد. افراد ارتش اولا باید مومن باشند , ثانیا آرمان آنها حفظ استقلال میهن باشد نه حمایت از یك فرد" .

مرحوم ظهیرنژاد به دعوت شهید قرنی به سر کار برگشت و شهید فلاحی را مأمور کرد تا به سمت غرب کشور برود و این خطه از کشور را از دست فتنه ضد انقلاب نجات دهدشهید قرنی، فعالیت خود را برای تصفیه و بازسازی و توان مكتبی بخشیدن به ارتش آغاز كرد اما با خشم گروههای چپی و منافقین مواجه شد و از جمله به تصرف پادگان سنندج اقدام كردند كه با مقاومت شدید شهید قرنی مواجه شد.

پس از این جریان، تنش ها و مخالفت هایی ایجاد شد و گروهك ها با تبلیغات منفی سعی كردند كه دولت موقت را وادار به بركناری رییس ستاد ارتش كنند. سرانجام مهندس بازرگان نخست وزیر دولت موقت تحت تأثیر تبلیغات منفی و اخبار نادرستی که از فعالیت‌های سپهبد قرنی به او می‌رسید قرار گرفت و در 6 فروردین 1358، ایشان را از ریاست ستاد ارتش بركنار كرد. سپهید قرنی در روز سوم اردیبهشت 1358 در منزل خود توسط چند تروریست از گروهك ضاله فرقان به شهادت رسید.

واپسین لحظات شهید قرنی»در گفت‌وشنود با پزشک معالجش :

ضاربان مانع از رسیدن به موقعِ پیکرشهید قرنی به بیمارستان شده بودند

هادی منافی پزشکی است که در واپسین لحظات حیات شهید سپهبد قرنی بر بالین وی حاضر شد، اما معالجات وی و همکارانش موثر واقع نشد و او به شهادت رسید. به همین دلیل و در سالروز شهادت سپهبد قرنی،با ایشان گفت و شنودی انجام داده ایم که نتیجه آن را پیش روی دارید.

*ظاهرا جنابعالی در واپسین لحظات حیات شهید سپهبد قرنی، بر بالین ایشان حاضر بودید و تلاش‌هایی برای نجات جان آن بزرگوار کردید که متأسفانه بی‌ثمر ماند. از آن ساعات چه چیزهایی را به یاد می‌آورید؟

اوایل انقلاب و در اردیبهشت ماه سال 1358 بود که من تازه از مشهد برگشته بودم، طبق روال عادی، به بیمارستان مهر رفتم که متوجه شدم تیمسار قرنی را غرقه در خون به بیمارستان آورده‌اند. یک تیر به زیر جناق و گلوله دیگری هم به ران پای ایشان اصابت کرده بود، برای بیرون آوردن گلوله زیر جناق، تیمسار قرنی را به سرعت به اتاق عمل بردیم اما متأسفانه تیر، به شریان اصلی و آئورت ایشان برخورد کرده بود و گروه خون شهید قرنی هم از نوع منفی و نایاب بود. بدتر از همه این‌که از وقتی که افراد گروه فرقان که تیمسار قرنی را در خانه‌اش که حدود میدان ولی‌عصر(عح) و روبروی هتل کوثر فعلی قرار داشت ترور کرده بود، به مدت 20 دقیقه تا نیم ساعت به انحاء مختلف، جسم نیمه جان ایشان را در محل ترور معطل کرده بودند و تیمسار هم خون زیادی از دست داده بود.

*چگونه ایشان را معطل کرده بودند؟

تعداد دیگری از ضاربان ـ یعنی همدستان آن‌ها ـ با لباس مبدل برای تظاهر به کمک، آن‌جا رفته بودند و به جای کمک کردن، تیمسار را در محل حادثه معطل کرده بودند. آن‌طور که به ما گفته‌اند در حیاط باز بوده که به تیمسار شلیک کردند، در همین حین هم عده‌ای برای کمک به داخل خانه رفته بودند تا محل زخم‌ها را پانسمان کنند و به این ترتیب نیم ساعت زمان طلایی و مهم از نظر درمانی، از دست رفته بود و از آن‌جاکه شریان اصلی آسیب دیده بود، خون زیادی از تیمسار رفته بود، ما هم خون سازگار با بدن ایشان را نداشتیم که به‌شان ترزیق کنیم.

*پس وقتی تیمسار را به بیمارستان رساندند هنوز زنده بود.

بله، اما با رنگی پریده. معلوم بود خونریزی داخلی کرده‌اند. بالاخره ایشان را به اتاق عمل بردیم ولی قبل از این‌که بتوانیم کاری برای‌شان انجام دهیم، شهید شدند. هنوز و پس از گذشت سی و سه سال، همواره اولین چیزی که از تیمسار قرنی به یاد می‌آورم، همین ماجراست، که تلخ و غم انگیز نیز هست. به هر حال اوایل پیروزی انقلاب بود، ما هنوز آن‌طور که باید و شاید بر اوضاع و احوال کشور مسلط نشده بودیم، و ایشان نیز اولین شهید ترور در بین سران نظام به حساب می‌آمدند. یعنی ما از این نظر نیز بی‌تجربه بودیم و در کار پیشگیری از ترور و اعمال فوریت‌های پس از حوادث احتمالی این‌چنینی هم چندان وارد نبودیم.

*حتماً می‌دانید که ارتش شاهنشاهی، شهید قرنی را بعد از سال‌ها به دلیل سوابق مبارزاتی‌اش اخراج می‌کند اما ایشان به علت ارتباطاتی که با آیت الله العظمی میلانی و آیت الله طالقانی در زندان داشت، جزو جرگه مبارزان و در نهایت در حلقه استقبال کنندگان از حضرت امام(ره) قرار می‌گیرد. چند روز بعد هم با پیروزی انقلاب اسلامی کار بزرگی را آغاز می‌کند؛ ابتدا ارتش را تحویل می‌گیرد و با اعمال پاکسازی‌های گسترده در آن، در ادامه مسئولیتش از انحلال ارتش جلوگیری می‌کند ولی بعداً به دلیل مسائل پیش آمده در کردستان و اصطکاک با دولت موقت، مجبور به کناره‌گیری می‌شود. از آن فضا چه چیزهایی را به یاد می‌آورید؟

ببینید، تیمسار قرنی موافق با انقلاب و امام(ره) بود و به همین دلیل هم شهید شد، یقیناً هیچ شکی در این ماجرا نیست؛ چراکه علت دیگری برای ترور ایشان توسط دشمن نمی‌توان متصور شد. شهید قرنی، کسی بود که به هیچ وجه دنبال گماشتن محافظ و مراقب برای خودش نبود، فقط زندگی عادی خود را داشت، در خانه‌اش باز بود و به همین صورت هم ایشان را با گلوله هدف گرفتند، بالطبع کسانی هم که شهید قرنی را ترور کردند آدم‌های تروریست و قاتلی بودند. معمولاً تروریست‌ها بی‌گدار به آب نمی‌زنند، قبل از هر اقدامی، شناسایی و کسب اطلاعات می‌کنند تا بفهمند که آن فرد در چه ساعاتی رفت و آمد می‌کند و با چه کسانی نشست و برخاست دارد. به علاوه چون اوائل انقلاب بود و ما هم تجربه لازم را نداشتیم و بلد نبودیم چگونه از خودمان مراقبت کنیم، حتی از بزرگان‌مان ـ شاید به غیر از وجود مبارک حضرت امام(ره) ـ هم حفاظت کاملی به عمل نمی‌آوردیم. در همان وضعیت نیز حضرت امام(ره) شب‌ها در پشت بام محل اقامت‌شان با بچه‌های پاسدار و انقلابیون صحبت می‌کردند.

*کارنامه و عملکرد شهید قرنی در آن دوران را چگونه ارزیابی می کنید؟

ما قادر نیستیم از چیستی مقام شهادت صحبت کنیم و کنه آن را بشکافیم، ولی همین اندازه که خداوند در قرآن می‌گوید شهدا نمرده‌اند، زنده هستند و در جوار ما ارتزاق می‌کنند، باید فهمید که شهادت، چه مقام بالا و برجسته‌ای است. مقامی است که خدا به هر کس که بخواهد، می‌دهد. خداوند، سر امام حسین(ع) را پذیرفت و آن شد مقام امام حسین(ع) که امروز می‌بینید. فرض کنید اگر این شهادت، نصیب امام حسین(ع) نمی‌شد، چه اتفاقی می‌افتاد؟ در نهایت مثل بقیه آدم‌های دیگر از دنیا می‌رفت ولی از دنیا رفتن امام حسین(ع) با آن وضع، رتبه و مقامی اعلا برای ایشان فراهم می‌شود. شهید قرنی و امثال او نیز جای پای‌شان را دقیقاً گذاشتند در راه کسانی که برای خدا جنگیدند و شهید شدند، امیدواریم که خداوند از همه آن‌ها قبول کند. إن‌شاءالله که مقام‌شان عالی است، متعالی هم بگرداند و آن‌ها را در ردیف شهدای صدر اسلام قرار دهد.

*وقتی روزنامه‌ها و نشریات آن دوره را مطالعه می‌کنیم، متوجه فضا و جو منفی‌ای علیه ارتش می‌شویم. مثلاً می‌بینیم عده‌ای استدلال‌هایی می‌آورند که خیلی محکم نیست، عده‌ای از روی غرض و عده‌ای هم از روی نادانی و ناآگاهی صحبت می‌کردند که ارتش شاهنشاهی باید منحل و نهاد انقلابی دیگری به جای آن، تأسیس شود؛ حال آن‌که آن ارتش با سقوط رژیم گذشته خود به خود از میان رفته بود و آن‌ها این نکته بدیهی را در نظر نمی‌گرفتند. به نظر شما چرا فضای اول انقلاب بدین‌گونه بود؟

ببینید، آن فضا که این‌گونه بود و شکی هم در آن نیست ولی حضرت امام(ره) هوشیارانه اوضاع را زیر نظر داشتند. مسیر را نگاه کنید! مگر همین ارتش نبود که مردم را به گلوله می‌بست؟ اما حضرت امام(ره) دستور داد که مردم در لوله تفنگ ارتشی‌ها گل بگذارند، مردم عمل کردند، ارتشی‌ها هم تفنگ‌های‌شان را زمین گذاشتند. بالاخره درک حضرت امام(ره) بسیار بالا و ممتاز بود و ایشان می‌دانستند که همه ما عضو یک ملت و از یک خانواده هستیم اما گروهی هستند که می‌خواهند حق و حقوق مردم را ضایع کنند و از خارجی‌ها دستور می‌گیرند. حضرت امام(ره) هم کاری کردند که آن اقلیت جدا افتاده به جمع ملت بپیوندد، نهایتاً هم موفق شدند. حضرت امام(ره) قصد انحلال ارتش را نداشتند، اگر هم سپاه را کنار این نهاد قرار دادند، به این دلیل بود که ـ بعدها ـ وقتی جنگ با عراق شروع شد، فرمانده کل قوای آن زمان یعنی بنی صدر نمی‌خواست بجنگند و اگر ما در مقابل عراق مغلوب نشدیم، به یمن همت بچه‌های خودمان بود. البته نهایتاً ارتش و سپاه یکی شدند و در برابر عراق ایستادند.

*در واقع همان ارتشی که شهید قرنی از انحلالش جلوگیری کرد، حضرت امام(ره) آن‌چنان به آن جهت داد که در تمام طول آن هشت سال، به صورت پیاپی ایستادگی کرد. اینطور نیست؟

البته وجود مبارک حضرت امام هیچ‌گاه به دنبال انحلال ارتش نبودند. حضرت امام(ره) آقای هاشمی را برای این به جبهه فرستادند که ایشان بتواند سپاه و ارتش را کنار هم حفظ کند. شهید صیاد هم ضد ارتش نبود. آن‌ها یک شعور علمی و نظامی داشتند، کسانی هم که از سپاه آمده بودند، از ملت و بدنه مردم بودند و با عشق و شور و هیجان می‌جنگیدند، با این تفاوت که ارتشی‌ها فنی جنگیدند و نهایتاً سپاه هم یک سپاه فنی و نظامی شد. سپاه در ابتدا بی‌قاعده و بدون حساب و کتاب پیش رفت، چون بنی صدر به نظام کمک نمی‌کرد، اگر به دل او بود، می‌گفت جنگ را ادامه ندهید اما بعدها سپاه هم مثل ارتش، حرفه‌ای شد.

یادم است روزی که عراقی‌ها وزیر نفت ما آقای تندگویان را گرفتند، ما با هم بودیم. من توانستم فرار کنم، عراقی‌ها در فاصله 40-30 متری ما بودند. ما در محاصره عده‌ای گیر افتاده بودیم اما فکر نمی‌کردیم که آن‌ها عراقی باشند، تعجب هم کرده بودیم که چرا خودی‌ها دارند به ما شلیک می‌کنند...

*به احتمال زیاد دشمن و مجموعه هم‌سوی آن اطلاع  داشتند که چنین جنگی درخواهد گرفت. شهید قرنی نیز به عنوان یکی از نیروهای بالقوه و با پتانسیل بالای انقلابی، به محض شروع چنین جنگی می‌توانست با دانش نظامی‌اش، به یکی از استوانه‌های این جنگ بدل شود، کما این‌که در روزهای اول پیروزی انقلاب، مرحوم ظهیرنژاد به دعوت شهید قرنی به سر کار برگشت یا مثلاً شهید قرنی بود که شهید فلاحی را مأمور کرد تا به سمت غرب کشور برود و این خطه از کشور را از دست فتنه ضد انقلاب نجات دهد و دشمن هم با پیش‌بینی چنین شرایط مشابهی بود که شهید قرنی را به شهادت رساند.دیدگاه شما در این باره چیست؟

آن‌ها می‌خواستند کسانی را که به نگه داشتن مملکت اعتقاد داشتند، خودفروخته نبودند و به صورت علمی هم کار می‌کردند، از سر راه بردارند. چراکه جنگیدن من نوعی که به عنوان تازهِ وارد، وارد کار نظامی شده بودم، با آدمی که سال‌ها نظامی‌گری کرده بود خیلی فرق داشت. علت تشکیل سپاه چه بود؟ ترس از این‌که آن‌ها بخواهند کوتاهی کنند. اما مردم نمی‌خواستند کشور از بین برود و خودشان هم آن را نگاه داشتند. تنگ‌نظری‌های موجود در آن فضا، از ضرورت‌های تشکیل سپاه به حساب می‌آمد و خوشبختانه خوب هم کار کرد ولی اگر خود ارتش، سپاه را تشکیل می‌داد، همه چیز خیلی فرق می‌کرد.

*مگر قرار بود این‌چنین شود و ارتش، سپاه را تشکیل دهد؟

نه، ولی اگر قرار بر انجام این کار بود، بالاخره ناگزیر می‌شدند این کار را انجام دهند. علت تشکیل سپاه در کنار ارتش نیز برای این بود که به هر حال شرایط وقت، حساس بود و می‌بایست محتاطانه رفتار کنیم و اگر احتمالاً اتفاقی برای ارتش افتاد، سپاه را داشته باشیم. ملت می‌خواست به هر قیمتی شده با دشمن بجنگد ولی بنی صدر می‌گفت چون آن‌ها فلان قدر تانک دارند و ما نداریم، نباید بجنگیم! باید درصد تجهیزات‌مان را بالا ببریم. یادم هست یکی از طراحان کودتای نوژه را گرفته بودند و بعداً وقتی در 31 شهریور 1359 دشمن، اولین بمب را در فرودگاه مهرآباد انداخت، این فرد در زندان گفته بود که عراق حمله کرده، یعنی از همه چیز اطلاع داشت و در بازجویی‌ها هم گفته بود که آخرین تیر ترکش ما، حمله عراق به ایران بوده است. اولین تیرشان هم که اختلاف بین لر و کرد و ترک و تشکیل احزاب کومله و دموکرات بود که نشد، چون شهید قرنی که سمبل ایستادگی و قاطعیت در برابر آن‌ها بود، زنده بود و اجازه نمی‌داد طرح‌های‌شان موفق شود. حمله به طبس هم که جزو آخرین کارهای‌شان بود اما به لطف خدا آن هم انجام نشد. نهایتاً کودتای نوژه را طراحی کردند که آن هم شکست خورد. همان‌طور که خودشان گفتند تیر آخرشان حمله عراق به ایران بود که آن را پرتاب کردند.

*جالب است که شهادت شهید قرنی سرسلسله زنجیر توطئه‌های این‌چنینی ـ ترور ـ علیه انقلاب، نظام و مردم بود...

صد درصد. شهید قرنی یک نظامی خوش‌فکر و خوش‌ذات بود که به وطنش عشق می‌ورزید و فردی کاملاً انقلابی بود، هر چند که ایشان اگر انقلابی هم نمی‌بود، همان عشق به وطن باعث می‌شد تا در برابر دشمن بایستد.

*حالات و سکنات شهید قرنی را در لحظات آخر به یاد می‌آورید؟

یادم هست که شهید قرنی خیلی آرام، راحت و بدون دغدغه، خودش را در اختیار تیم پزشکی گذاشته بود ولی ما متأسفانه نتوانستیم کاری برای ایشان انجام دهیم.

*قدرت تکلم هم داشت؟

بله.

*آخرین کلماتی که می‌گفت چه بود؟

چیزی نمی‌گفت. منتظر بود ببیند که چه کاری می‌توانیم برایش انجام دهیم. اگر آن نیم ساعت تیمسار را بی‌جهت در منزلش نگه نمی‌داشتند و ایشان را زودتر به بیمارستان می‌آوردند، احتمال نجاتش زیاد بود.

*ولی ایشان آرام آرام به سوی ابدیت پرواز کرد...

بله. وقتی به اتاق عمل رفتیم، شکم ایشان را باز کردیم که دست کم از خونریزی بیشتر جلوگیری کنیم، اما دیگر فرصتی دست نداد و تیمسار فوت کرد و به شهادت رسید. این‌گونه شد که شهید قرنی اولین شهید ترور در سال‌های بعد از انقلاب نام گرفت و سعادتمند شد. روحش شاد.

مصاحبه از خبرگزاری فارس

وظیفه ما در قبال این نامگذاری تبیین دو بال اقتصاد مقاومتی و جهاد اقتصادی و تبدیل این دو مهم به مطالبه عمومی از هر کارگزار نظام جمهوری اسلامی است

در اسفند ماه سال گذشته و پیش از برگزاری انتخابات در مقاله " چالش دهه پنجم انقلاب ،استقلال شعار استقلال، آزادی ،جمهوری اسلامی است."به تبیین مولفه های استقلال پرداخته و اشاره شد که استقلال یک فرد یا جامعه در ابعاد فرهنگی ،سیاسی ،اقتصادی ، نظامی امنیتی و اجتماعی متبلور می شود و فرد یا جامعه ای که در این مولفه ها خود کفا نباشد ،وابسته است و صد البته حیات ان در معرض تهدید است.

اگر حضور ذهن داشته باشید درهمان مقاله یاداوری نمودم که " در حوزه اقتصادی با تهدیدهای جدی مواجه هستیم بگونه ای که به شهادت همه کارشناسان در مذاکرات هسته ای ، تیغه قیچی عدم خودکفایی اقتصادی ونفوذ اقتصادی تیزو تند بود"

شاید هنگامی که رهبر معظم انقلاب ، "جهاد اقتصادی "را نماد و شعار سال 1390 بیان کردند باور نمی کردیم دلیل نامگذاری ، کم یا بی توجهی بیست ساله دولتمردان به یکی از مهمترین دغدغه های اصلی ایشان و نیازهای اساسی کشور عزیزمان است !

والبته هنگامی که "تولید ملی، حمایت از کار و سرمایه ایرانی"  را نماد و شعار سال 1391  معرفی کردند به ذهن مان خطور نمی کرد که نه تنها برخی مسئولین از انجام وظیفه خود تخطی نموده اند بلکه حضرت اقا قصد دارند درد مندانه با مردم کشور درد دل کنند و از صحنه ای بگویند که دل هر آزاده ای را اتش می زند:

" اگر تحریم ها اثر گذاشته است ، علت آن اشکال اساسی در وابسته بودن اقتصاد کشور به نفت است و بر همین اساس باید اقتصاد بدون نفت از  برنامه های اصلی و اولویت های دولت آینده باشد. درآن زمان برخی آقایانی که به تعبیر خودشان تکنوکرات هستند ، در مقابل این سخن لبخند معنا داری زدند و گفتند مگر چنین چیزی امکان دارد ؟"

این حقیرو در سال 1390 در مقاله ای علت تاکید رهبر معظم برموضوعات اقتصادی راموفقیت نسبی و حرکت رو به رشد انقلاب اسلامی در زمینه های سیاسی، علمی و حتی فرهنگی و کندی و کم اثر بودن موفقیت های اقتصادی دانستم که برطرف نمودن این نقیصه، به امیدواری ملل ازاده جهان در موفقیت الگوی جمهوری اسلامی منجر خواهد شد.

و اکنون و پس از 5سال نه تنها بنده بلکه همه کارشناسان سیاسی و اقتصادی و مردم فهیم کشورمان به یقین رسیده ایم که غفلت دولتمردان ( قوای سه گانه ) از این مهم نه تنها به پاشنه اشیل جمهوری اسلامی تبدیل شده است و دشمن غدار از همین معبر از خاکریز های نظام عبور کرده وبه پشت جبهه انقلاب رسوخ نموده ،بلکه عده ای نا اگاه و شاید مغرض بروز مشکلات متعدد در این حوزه را به عدم ارتباط با استکبار جهانی و عدم بهره مندی از توانمندی های انان ربط می دهند!

واین در حالی است که افرادی که بایستی پاسخگوی کم کاری خود باشند با ارائه ادرس غلط به اذهان عمومی راه را در دوستی و تکیه بر غیر می دانند!

اگر به هر دلیل غیر عقلی وغیر شرعی از ایه شریفه " يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ لاَ تَتَّخِذُواْ الْيَهُودَ وَالنَّصَارَى أَوْلِيَاء بَعْضُهُمْ أَوْلِيَاء بَعْضٍ وَمَن يَتَوَلَّهُم مِّنكُمْ فَإِنَّهُ مِنْهُمْ إِنَّ اللّهَ لاَ يَهْدِي الْقَوْمَ الظَّالِمِينَ" که دوستی و البته تکیه بر یهود و نصاری و امید داشتن به انان را نفی می کند ،توجه نمی کنند ، ما چگونه می توانیم ازضعف در برنامه ریزی و کوتاهی درمدیریت موثر توانمندی های خدادای این مرزو بوم و کم توجهی به استحصال و بهره برداری بهینه و مناسب این موهبت ها چشم بپوشیم.

وبه همین دلیل امسال نیز ،رهبر هوشمند انقلاب اسلامی یکبار دیگر و این مرتبه بادو هدف گفتمان سازی و انجام اقدامات عملی بر اقتصاد مقاومتی تاکید نمودند.

به نظر این حقیرمهمترین وظیفه ما در قبال این نامگذاری تبیین دو بال اقتصاد مقاومتی و جهاد اقتصادی برای مردم عزیز کشورمان و تبدیل این دو مهم به مطالبه عمومی از هر کارگزار نظام جمهوری اسلامی است، به گونه ای که معیاری برای تعیین کارامدی و توانمندی مدیران دولتی ،نمایندگان مجلس ،مسئولین قوه قضاییه و همچنین شورای های شهر بویژه کلان شهر ها باشد.معیاری که مسئولین را به اقدامات عملی و موثردر تحقق استقلال اقتصادی وادار نماید !

فراموش نکنیم معظم له در دیدار دانشجویان در ماه مبارک رمضانبا ارائه دستورالعملی بی نظیر فرمودند:

" شما وقتی که یک آرمانی را دنبال می کنید ،می گویید، تکرار می کنید و بجد پای آن می‌ایستید، این یک گفتمان در جامعه ایجاد میکند، این موجب تصمیم‌سازی می شود؛ زیدِ تصمیم‌گیر در فلان مرکز تصمیم‌گیریِ مدیریت کشوری، وقتی که یک چیزی به‌عنوان یک گفتمان درآمد، مجبور میشود دنبال بکند"

علی رغم اینکه ایشان در این بیانات بر توان تصمیم سازی غیر مستقیم دانشجویان از طریق گفتمان سازی انان تاکید داشتند و لی منعی ندارد که همه نخبگان جامعه از این دستورالعمل استفاده نمایند.

ما امسال در تحقق اوامر اقا چه میزان موفق خواهیم بود؟

بیایید از هم اکنون دوباره برنامه ریزی کنیم!

 

 

گفتگوی کانون خبر با بابک حیدری

 

بیش از یک هفته از برگزاری انتخابات مجلس شورای اسلامی در شهرمان سپری شده است انتخابات چگونه بود؟
با سلام به شما و خوانندگان محترم وعرض تسلیت به مناسبت ایام شهادت حضرت زهرای مرضیه (س)
یکی از روحانیون محترم می گفتند در انجام کارها تلاش خود را بکنید اگرنتیجه  بر وفق مراد بود که " الحمدالله " و گرنه "سبحان الله "ظاهرا در این دوره هم باید الحمدالله  بگوییم و هم سبحان الله (خنده)
به لطف خدا بار دیگرانتخابات دیگری در کشورمان برگزار شد  و جنب و جوش خاصی در کشورمان مشاهده شد.

براورد شما از نتایج انتخابات چیست؟
از یک منظر نتایج  موضوع دوم  است. زیرا اولا ما در مسیر تمدن سازی هستیم وثانیا جمهوری اسلامی طفلی نوپا نیست تا با اندکی تغییر در ارکان حکومت دچار تزلزل شود. جمهوری اسلامی تنگه های سختی  را سپری کرده است و الان در مرحله تمدن سازی است.

ببخشید! شما نتایج انتخابات را مهم نمی دانید؟
نتایج مهم است ولی نه به اندازه نقش انتخابات در تمدن سازی اسلامی. به گفته مقام معظم رهبری " امروز نوبت ما است، امروز نوبت اسلام است . امروز نوبت مسلمین است که با همّت خود، تمدّن نوین اسلامی را شالوده‌ریزی کنند" جمهوری اسلامی ایران در حال تمدن سازی است و برگزاری انتخابات  در راستای ایجاد و بستر سازی  تمدن اسلامی در مردم سالاری دینی ایده و سخنی نو وتازه در دنیاست که به برکت نظام جهموری اسلامی به انواع حکومت ها در دنیا تنه می زند  . انتخابات یکی از ابزارهای مردم سالاری دینی است و برگزاری ان  نه تنها حکایت از تثبیت ان دارد ، بلکه این نوع حکومت و توانمندی ان را، بیش از پیش به دنیا معرفی می کند. نوع واکنش متفکرین ،صاحبان ایده و سیاستمداران به برگزاری  انتخابات در کشورمان موید این موضوع است.
از سوی دیگر ما باید این مسیر را طی کرده باشیم ، انرا مشق کرده باشیم تا بتوانیم به عنوان الگو به جهانیان ارائه دهیم و برگزاری انتخابات ها تمرین این مهم است ،پس اصل برگزاری انتخابا ت اهمیت بیشتری دارد.

 ایا اصولگراین می توانستند نتایج بهتری کسب نمایند؟
دوباره برگشتید به سئوال قبلی.مجددا بر موضوع تمدن سازی تاکید می کنم و به سئوال شما می پردازم.
مردم خدمت می خواهند و اگر کسی خادم واقعی  ان ها باشد به او بها می دهند.
ما اصولگرایان از فرصتهای بی نظیر گذشته چگونه استفاده کردیم؟دولت های نهم و دهم ، مجالس هفتم و هشتم و نهم.
زمان کمی نبوده است و مردم اصولگرایان را به میدان خدمت گذاری روانه کردند. مردم به خوبی درباره عملکرد کسانی که در مصادر قوای مجریه و مقننه بودند  قضاوت می کنند اگر از این فرصت ها بهتر استفاده کرده بودیم ،مردم هم رغبت بیشتری نشان می دادند.

یعنی شما به تاثیر گذاری بیگانگان در این دوره از انتخابات اعتقاد ندارید؟
دشمن که کار خود را می کند.او وظیفه اش دشمنی است .ما نیز دو وظیفه داریم  ،اول خدمت به مردم
 و دوم پاسخ به تک دشمن.

اولی را توضیح دادید، تک دشمن چیست؟
همان که شما گفتید. دشمنی دشمن. به جرات می توان گفت یکی از فتننه گریهای دشمن در این دوره از انتخابات ،القا فضای  دو قطبی در جامعه بود.
از بیش از یکسال پیش وجهت دو قطبی کردن جامعه به  مذاکرات  هسته ای و نتایج ان دلبسته بودند و  از همان زمان مقام معظم رهبری هشدار دادند.زیرا پیش بینی کرده بودند راهبرد دشمن ایجاد  فضای دو قطبی در جامعه و التهاب افرینی است.
البته در داخل پرانتز بگویم  که منکر دو تفکر اصلاح طلبی و اصول گرایی به عنوان  دو گروه سیاسی با رویکردهای متفاوت نیستیم. در هر انتخابات نیز در فضای انتخاباتی، دیدگاه ها بیشتر به چالش کشیده می شود و فضا انتخاباتی می شود ولی این هیجان با القا دو قطبی بودن جامعه متفاوت است و اما  بیرون از پرانتز مقام معظم رهبری در همین اواخر نیز بحث  انحرافی مجلس دولتی و غیر دولتی  را  نکوهش کردند  و دامن زدن به این موضوع را خطا دانستند. ظیفه دشمن، دشمنی و تبدیل رقابت درون کشوری به جنگ داخلی یا چیزی شبیه ان  است.ما از ا این موضوع باید حذر کنیم

شما در انتخابات از طرفداران انصراف سایر کاندیداهای اصولگرا بودید.چرا؟
نه خیر اینگونه نیست.بنده معتقد به خرد نشدن آرا بودم. عزیزانی به این نتیجه رسیده بودند که کاندیدا شوند بخشی از انان در راستای جلوگیری از خرد شدن آرا، تکلیف شرعی خود را انصراف تشخیص دادند و بخش دیگری حضور در صحنه و ادامه رقابت را. منطقی نیست انان را از  تکلیف خودشان نهی کنیم و الان تخطئه.

به نظر بنده طرف دیگر این معادله یعنی صاحبان رای نیز تکلیف دیگری داشتند. انتخاب مناسب و موثر. وقتی بنده رای می دهم  وبه حساسیت رقابت واقف هستم و رقیب را قدرتمند می دانم بایستی دو پارامتر کارایی و اثر بخشی رای  را در رای خود لحاظ نمایم البته این مهم نیز از طرف رهبری تاکید شد و گفتند : به لیستهایی که نظرات  افراد با ایمان و موجه در تدوین ان موثر بوده است اعتماد کنید و رای بدهید به عبارت دیگر ما رای دهندگان بابستی به وظیفه خود عمل می کردیم و با رای به لیست مشترک  اصولگرایان آرا خود را تجمیع می کردیم و شاهد حضور سه کاندیدای دیگر ا صولگرا در مجلس بودیم
به نظر حقیر ما رای دهندگان اصولگرا نباید آرای مان را خرد می کردیم  هر چند که شاید انان نیز تکلیف موثر خود را تشخیص ندادند.
واقعیت این است که ضمن احترام به سه منتخب دیگر،تفاوت جایگاه اجرایی و علمی اقایان نادرالاصلی،حیدری و خیام نکویی بیش از ان عزیزان است که امیدوارم با مجاهدت شخصیتی سه کاندیدای اصلاح طلب و استفاده از تجارب سایر عزیزان، اقایان سالک و فو لادگر و حاجی و.... این نقیصه جبران شود تا شهر و استان ما در مسیر رشد حداقل با کاهش سرعت مواجه نشود.

از صبر و حوصله شما در پاسخ به سئوالات متشکرم.
خواهش می کنم موفق باشید

حجت الاسلام حسن روحانی در انتخابات خبرگان رهبری با آرا 53 درصد  از شرکت کنندگان تهرانی سومین منتخب تهران در مجلس خبرگان شد ،  این در حالی است که ایشان دو سال پیش و در رزمگاه انتخابات ریاست جمهوری موافقت  48.5 درصد تهرانی ها را کسب نموده بود.

در نگاه اول اقبال مردم تهران به ایشان بهتر شده است و البته برای ما شهروندان ایرانی چه افتخاری بالاتر که محبوبیت رئیس جمهورمان در بین مردم افزیش یافته باشد .

اما نگاهی جامع و چند جانبه ،ابعاد دیگری را به ذهن متبادر می کند :

1)ایشان در انتخابات ریاست جمهوری رقابتی  جدی و توان فرسا با اقایان محمد باقر قالیباف ،سعید جلیلی و علی اکبر ولایتی داشت  ولیکن در انتخابات خبرگان با توجه به حضور نام ایشان در دولیست جداگانه ،رقیب ویژه ای نداشت و این عرصه هیجان ویژه ای  نداشت.

2)جایگاه ایشان به عنوان رئیس جمهور و هم وغم رای دهندگان به حفظ منزلت و جایگاه حقوقی ایشان در عرصه سیاست دلیل دیگری بر این اقبال است که البته حکایت از فهم سیاسی مردم عزیزمان به معادلات سیاسی دارد

شاید بتوان عوامل دیگری نیز به فهرست فوق اضافه کرد ، ولی هدف از نگارش این مقاله نه ریشه یابی این موضوع، بلکه پرداختن به وظیفه ایشان در قبال اقبال مردمی است.

شیخ دیپلمات بخش اعظم انرژی و توان خود در دو سال گذشته را ،در حل مشکلات بیرونی بکار گرفت و تدبیر خود را در حل مسئله هسته ای و امید مردم را به  پسا برجام افزایش داد و البته در ماه های گذشته با هدف بهبود شرایط فعالیت دولت و رفع موانع پیش روی تدابیر شان و دست یابی به مجلسی همسو و بارویکرد امید بنفش رنگ گام های مهمی برداشت.

مجلسی که در گام اول کمتر از نیمی از ان را منتخبین همسوبا ایشان ( اعتدالیون ) و منتخبین امیدوار به ایشان در تحقق امالشان (اصلاح طلب ها ) تشکیل می دهد.

شاید نتایج انتخابات مجلس شورای اسلامی در گام اول باب میل ایشان نباشد و لی حضور قابل توجه همدلان با ایشان فرصتی مناسب برای تلاش و کوشش ایشان و افزایش اقبال مردم به وی را فراهم نموده است.

اقبالی که محقق نخواهد شد مگر با افزایش اقتدار سیاسی و عزت کشورمان در عرصه های دیپلماتیک (منطقه ای و بین المللی ) ،

توجه ویژه به کیفیت سرمایه گذاری های خارجی پسا برجام و تحرک ویژه در بخش های  صنعتی و به تبع ان مشاهده شکوفه های اقتصادی با ذوب شدن یخ رکود

به عبارت دیگر پسا برجام با پسا انتخابات مجلس شورای اسلامی و خبرگان همراه شده است و بار مسئولیت ایشان را صد چندان کرده است. آرای رئیس جمهور محترم همچنان شکننده است و این شکنندگی یک تفا.ت بزرگ با دفعات پیشین دارد. این بار انتظارات از ایشان بسیار بیشتر شده است و شاید در ادامه فرصت بیشتری در اختیار این محبوبیت نصفه نیمه نماند. در نسبت نتایج انتخابات 94 و آینده مقبولیت دولت روحانی.

حجت الاسلام حسن روحانی در انتخابات خبرگان رهبری با آرا 53 درصد  از شرکت کنندگان تهرانی سومین منتخب تهران در مجلس خبرگان شد ،  این در حالی است که ایشان دو سال پیش و در رزمگاه انتخابات ریاست جمهوری موافقت  48.5 درصد تهرانی ها را کسب نموده بود.

در نگاه اول اقبال مردم تهران به ایشان بهتر شده است و البته برای ما شهروندان ایرانی چه افتخاری بالاتر که محبوبیت رئیس جمهورمان در بین مردم افزیش یافته باشد .

اما نگاهی جامع و چند جانبه ،ابعاد دیگری را به ذهن متبادر می کند :

1)ایشان در انتخابات ریاست جمهوری رقابتی  جدی و توان فرسا با اقایان محمد باقر قالیباف ،سعید جلیلی و علی اکبر ولایتی داشت  ولیکن در انتخابات خبرگان با توجه به حضور نام ایشان در دولیست جداگانه ،رقیب ویژه ای نداشت و این عرصه هیجان ویژه ای  نداشت.

2)جایگاه ایشان به عنوان رئیس جمهور و هم وغم رای دهندگان به حفظ منزلت و جایگاه حقوقی ایشان در عرصه سیاست دلیل دیگری بر این اقبال است که البته حکایت از فهم سیاسی مردم عزیزمان به معادلات سیاسی دارد

شاید بتوان عوامل دیگری نیز به فهرست فوق اضافه کرد ، ولی هدف از نگارش این مقاله نه ریشه یابی این موضوع، بلکه پرداختن به وظیفه ایشان در قبال اقبال مردمی است.

شیخ دیپلمات بخش اعظم انرژی و توان خود در دو سال گذشته را ،در حل مشکلات بیرونی بکار گرفت و تدبیر خود را در حل مسئله هسته ای و امید مردم را به  پسا برجام افزایش داد و البته در ماه های گذشته با هدف بهبود شرایط فعالیت دولت و رفع موانع پیش روی تدابیر شان و دست یابی به مجلسی همسو و بارویکرد امید بنفش رنگ گام های مهمی برداشت.

مجلسی که در گام اول کمتر از نیمی از ان را منتخبین همسوبا ایشان ( اعتدالیون ) و منتخبین امیدوار به ایشان در تحقق امالشان (اصلاح طلب ها ) تشکیل می دهد.

شاید نتایج انتخابات مجلس شورای اسلامی در گام اول باب میل ایشان نباشد و لی حضور قابل توجه همدلان با ایشان فرصتی مناسب برای تلاش و کوشش ایشان و افزایش اقبال مردم به وی را فراهم نموده است.

اقبالی که محقق نخواهد شد مگر با افزایش اقتدار سیاسی و عزت کشورمان در عرصه های دیپلماتیک (منطقه ای و بین المللی ) ،

توجه ویژه به کیفیت سرمایه گذاری های خارجی پسا برجام و تحرک ویژه در بخش های  صنعتی و به تبع ان مشاهده شکوفه های اقتصادی با ذوب شدن یخ رکود

به عبارت دیگر پسا برجام با پسا انتخابات مجلس شورای اسلامی و خبرگان همراه شده است و بار مسئولیت ایشان را صد چندان کرده است.

 

در گفتگو با کانون خبر:

با سلام ،ضمن تشکر از اینکه وقت خود را دراختیار ما گذاشتید ،به نظر شما مهمترین چالش پیش روی مجلس اتی چیست ؟
با سلام و ارزوی توفیق برای خوانندگان محترم شما.
 ضمن تبریک ایام الله دهه فجر و گرامیداشت یاد امام وشهدا ،جانبازان وایثارگران و خانواده های مقاوم انها .
در ابتدا لازم است به صبر و استقامت ملت شریف ایران در سی و هفت سال گذشته ما شاء  الله گفت و بی دلیل نیست که امام عزیزمان  مردم کشورمان را برتر از مردم زمام پیامبر (ص) می دانستند.
چالش و تعارض  نتیجه تقابل دو موضوع ، ایده یا رفتار با فرهنگ حاکم فردی یا اجتماعی  است  لذا چالش مجلس اتی و البته اینده نظام ،عوامل  معارض و به عبارت دیگر تهدید کننده ایده ال  های امام و امت است.
به نظر حقیر کامل ترین شعار که نشان دهنده شعور سیاسی امام و مردم است ،شعار استقلال،ازادی ،جمهوری اسلامی است ، همانگونه که به حسب ظاهر نیز اولین جرقه انقلاب با خروش امام بر کاپیتولاسیون بود  وقاعدتا هر انچه این ایده ال را هدف قرار دهد ،چالش برانگیز است .
در طول سالهای پس از انقلاب به شیوه های مختلف "جمهوری اسلامی " که سازو کار تبلور اصل "ولایت فقیه " است را به چالش کشیدند.
 استقلال سرزمینی را با ابزار قومیت گرایی تهدید کردند ودر نهایت  جنگ نابرابری را بر کشورمان تحمیل نمودند.
در دهه 70 با شعار آزادی و برداشت غربی از واژه " آزادی " ،این شعار را به چالش کشیدند و در اواخر دهه 80 ، سازو کار جمهوریت  "جمهوری اسلامی " را هدف قرار دادند.
 در شرایط فعلی نیز ، به نظر می رسد مفهوم  استقلال ان شعار چالش جدی اینده نظام و انقلاب است.


چگونه استقلال اینده نظام و انقلاب و کشور عزیزمان تهدید شده است؟
سئوال بسیار خوبی است که در پاسخ ان بایستی مولفه های استقلال را بشناسیم.
استقلال یک فرد یا جامعه در ابعاد فرهنگی ،سیاسی ،اقتصادی ، نظامی – امنیتی  و اجتماعی متبلور می شود.فرد یا جامعه ای که در این مولفه ها خود کفا نباشد ،وابسته است و حیات ان در معرض تهدید است.
 اگر اراذل و اوباش امنیت یک محله را بر هم بزنند ساکنین محله ارامش ذهنی و عینی ندارند و همه ابعاد زندگی انان مختل می شود کما اینکه نیاز اقتصادی نیز می تواند فرد یا جامعه را با مشکلات خاصی مواجه کند.
نکته حائز اهمیت این است که  حتی اگر یکی از انها نیز با مخاطره جدی مواجه باشد ،استقلال تهدید می شود.


اگر موافق باشید عینی تر و واقعی تر صحبت کنیم !
مثال ها عینی است ولی کلان تر و مصداقی تر صحبت می کنم.
در اواخر دهه شصت دو چالش عمده نظام در حوزه های اقتصادی و نظامی بوده است و رهنمودهای امام و رهبر معظم انقلاب نیز بر برطرف نمودن این چالش ها تاکید دارد.
با درایت فرماندهی کل قوا و برکت وحدت فرماندهی در حوزه نظامی ،جمهوری اسلامی ایران قدرت برتر نظامی در منطقه است و این چالش برطرف شده است که البته نباید از ان غافل شویم .
ولیکن در حوزه اقتصادی با تهدیدهای جدی مواجه هستیم بگونه ای که به شهادت همه کارشناسان در مذاکرات هسته ای ، تیغه قیچی عدم خودکفایی اقتصادی ونفوذ اقتصادی تیزو تند بود.
البته استقلال حوزه های فرهنگی و اجتماعی و سیاسی نیز به صورت جدی تهدید می شود.خطر تهاجم فرهنگی و جابه جایی ارزش های دینی و ملی در حوزه فرهنگ ، تغییر سبک زندگی در همه ابعاد اجتماعی و تحت تاثیر قرار دادن تصمیم گیری های نهادهای سیاسی از راهبردهای تضعیف استقلال جامعه است.


به نظر شما کدام یک از مولفه های فوق اهمیت دارند؟
شما بدون اب زنده می مانید یا بدون غذا؟ هر دو لازم و ملزوم هم هستند. استقلال فرد یا جامعه  منوط به تامین نیاز های همه مولفه ها است لذا بایستی تهدیدهای همه فاکتور ها شناسایی شود و ارتباط انان در یک زنجیره تعریف گردد و سپس نقاط ضعف اولویت بندی شود.
البته با یک نگاه کلی و تحلیلی به فضای حاکم بر کشور مشاهده می نماییم علی رغم تهدیدهای داخلی استقلال سیاسی، دو نقطه قوت درایت واقتداررهبر معظم و پشتیبانی مردمی از نظام و معظم له چالش های این حوزه را کمتر نموده است وپاشنه اشیل این حوزه عملکرد خواص است.
در بعد نظامی و امنیتی نیز که با استفاده از اهرم وحدت فرماندهی قدرت اول منطقه هستیم و حتی در مواردی به قدرت های جهانی تنه می زنیم.
ولیکن عدم خود کفایی اقتصادی از چالش های جدی است زیرا نه تنها بر حوزه های فرهنگی و اجتماعی تا ثیر گذار است بلکه توانمندی های نظام در حوزه های سیاسی و نظامی را نیز تحت الشعاع قرار می دهد.
لذا به نظر حقیر اجرایی نمودن اقتصاد مقاومتی با استفاده از جهاد اقتصادی از مهمترین چالش ها و اولویت های نظام و یکی از ارکان ان یعنی مجلس شورای اسلامی است.


به نظر شما نمایندگان چگونه بایستی بر این چالش فائق ایند؟
می گویند نیمی از حل مسئله در فهم صورت مسئله نهفته است.
به نظر بنده نمایندگان مجلس اتی ،بایستی اولویت و اهمیت خودکفایی و استقلال اقتصادی و تاثیر ان برمعادلات حاکم منطقه و جهان را باور نمایند. تاکید بر باور است ، تا دانستن .زیرا دانستن کافی نمی باشد.
گام برداشتن در مسیر تحقق اهداف اقتصاد مقاومتی منوط به  اشنایی با توانمندی های خدادای کشورمان، باور ویژه به جوانان کوشا و پرتلاش این مرزو بوم ،نگاه تحلیلی به الزامات  استفاده از توانمندی های کشور با رویکر بهره ور محور و نه کارایی محور و در راستای تکمیل زنجیره صنعت ، اماده سازی زیر ساختهای مالی و قانونی مورد نیاز اقتصاد مقاومتی و فراهم نمودن بستر فعالیت کارافرینان  و نگاه مدبرانه بر تاثیر مستقیم و غیر مستقیم همه لوایح و طرح ها بر این حوزه  است.
با تشکر از شما ان شاالله در فرصتهای دیگر این موضوع را بیشتر بررسی می کنیم
در خدمت شما هستم
موفق باشید.

اطلاعات تکميلي

  • روتیتر در گفتگو با کانون خبر: