به مناسبت ۲۹ آذر؛ سالروز بازگشت پیکر شهید تندگویان به ایران

مهندس محمدجواد تندگویان ۲۶ خرداد ۱۳۲۹ در محله‌ خانی‌آباد جنوب تهران به دنیا آمد. وی در سال ۱۳۵۴ برای ادامه تحصیل دانشکده نفت آبادان را برگزید و پس از فارغ‌التحصیلی و دوره آموزشی نظام وظیفه، در پالایشگاه نفت تهران مشغول کار شد.

شرکت در فعالیت‌های سیاسی منجر به دستگیری وی توسط ساواک و اخراج از پالایشگاه نفت تهران شد. وی در سال ۱۳۵۷مدرک کارشناسی ارشد مدیریت را از مرکز مطالعات مدیریت ایران دریافت کرد و پس از پیروزی انقلاب به وزارت نفت دعوت شد.

نمایندگی وزیر نفت در مناطق جنوبی ایران و مدیریت شرکت ملی مناطق نفت‌خیز جنوب از فعالیت‌های تندگویان تا نخست‌وزیری محمدعلی رجایی است. محمدعلی رجایی، نخست وزیر وقت، در مهر سال ۱۳۵۹ مهندس محمدجواد تندگویان را به عنوان وزیر نفت به مجلس معرفی کرد و پس از رای اعتماد، وی اداره این وزارتخانه را بر عهده گرفت.

مهندس تندگویان، ۹ آبان ۱۳۵۹ در حالی که برای بازدید از پالایشگاه نفت آبادان در جنوب کشور بود، در جاده ماهشهر ـ‌ آبادان همراه معاونش و چند مهندس شرکت نفت به اسارت نیروهای ارتش رژیم بعث صدام درآمدند و به زندان‌های اسیران ایرانی در عراق منتقل شدند و پس از سال‌ها اسارت توسط رژیم بعثی عراق به شهادت رسید.

در ذیل چگونگی بازگشت پیکر شهید تندگویان به روایت امیر سرتیپ عبدالله نجفیاز شخصیت‌های آگاه در این‌باره روایت می شود:

«مهندس تندگویان وزیر نفت کابینه شهید رجایی به همراه دو نفر از معاونان خود مهندس یحیوی و مهندس بوشهری اسیر شدند. این حادثه در نهم آبانماه ۱۳۵۹ درمسیر رفتن به پالایشگاه آبادان در دارخوین نزدیکی آبادان اتفاق افتاد. خانواده شهید تندگویان و مسئولان جمهوری اسلامی ایران تلاش زیادی کردند تا از طریق مجامع بین‌المللی به خصوص صلیب سرخ و مقامات عراقی موضوع را دنبال کنند.

ولی این تلاشها به نتیجه‌ای نرسید؛ رژیم عراق پس از مدتی اعلام کرد که مهندس تندگویان در ۱۲ خرداد ۱۳۶۱ در سلول خود خودکشی کرده است. این مساله قابل قبول نبود مهندس تندگویان قبل از انقلاب در زندان ساواک هم به سر برده بود با پیگیری‌هایی که ایران از طریق سازمان ملل انجام داد در سال ۱۳۶۴ صلیب سرخ به طور متناوب خواستار ملاقات با مهندس تندگویان شد.

مقامات عراقی در پاسخ به تقاضای ملاقات اعلام کردند که وی اظهار داشته است که با کسی ملاقات نمی‌کند و تهدید می‌کند که اگر کسی با وی ملاقات کند دست به خودکشی خواهد زد. تا اینکه در سال ۶۵ یک نفر از نمایندگان صلیب سرخ به نام هافلی گر، رئیس عملیات خارومیانه و شمال افریقا هنگام سفر به عراق در مقابل این ادعای عراقی‌ها قبول مسئولیت کرد که این ریسک را بپذیرد.

او برای ملاقات با مهندس تندگویان راهی زندان شد اما عراقی‌ها مانع ورود ایشان به زندان شدند. تا اینکه در ۱۳ آذر ۱۳۷۰ هیئت پیگیری که شامل دو تن از اعضای خانواده مهندس تندگویان یعنی پدر و برادر خانم ایشان، مهندس یحیوی و اعتمادی دندانپزشک مهندس تندگویان برای روشن شدن کامل وضعیت مهندس تندگویان برای مدت ۱۱ روز عازم بغداد شدند.

پزشک صلیب سرخ هم به جمعیت هیئت ایرانی پیوست. عراقی‌ها ادعا کردند پس از نگهداری جسد به مدت چهار سال در سردخانه به علت متوقف نشدن جنگ دفن شده است با نبش قبر و کالبد شکافی پزشکان ایرانی به این نتیجه رسیدند که اطلاعات موجود با جسد ارائه شده مطابقت ندارد.

هیئت مزبور پس از مذاکرات مفصل تصمیم به بازگشت گرفت وزارت خارجه عراق ضمن قبول اشتباه از سوی مسئولان گورستان خواستار تعویق سفر آنان شد تا جسد واقعی با حضور مجدد پزشک صلیب سرخ مورد معاینه قرار گیرد. سپس جسد دوم در قبرستان الکرخ واقع در ۶۰ کیلومتری جاده بغداد و رمادی نبش قبر گردید؛ یک جسد مومیایی در تابوت فلزی در آنجا قرار داشت.

هیئت ایرانی در هنگام نبش قبر متوجه تازه بودن قبر شد. عراقیها در پاسخ به این مسئله گفتند که ما برای اطمینان از وجود جسد مهندس تندگویان چند روز پیش اینجا را نبش قبر کردیم تا اشتباهی صورت نگیرد. معاینه طرف‌های سه گانه یعنی ایران و عراق و صلیب سرخ نشان داد که جسد مذکور متعلق به شهید تندگویان است.

پس از قطعی شدن مسئله، هیئت ایرانی خواستار تحویل وسایل شخصی ایشان شد اما عراقی‌ها مدعی شدند محل نگهداری آن شهید در بمباران امریکایی‌ها تخریب شده است و کلیه لوازم شخصی و مدارک از جمله ریسمانی که با آن خودکشی کرده از بین رفته است.

این پاسخ عراقیها نشان داد که دروغ می‌گویند زیرا هنگام شهادت دست‌ها و پاهای وی بسته بود که نتواند آنها را حرکت دهد. بر اثر فشار به ناحیه قفسه صدری دنده‌های دهم راست و هفتم چپ ایشان شکسته بود آثار طناب باعث شکستگی استخوان لامی و خون مردگی در ناحیه حلق و حنجره شده بود؛ پزشکی قانونی علت شهادت نامبرده را به احتمال قریب به یقین خفه شدگی به وسیله رشته طناب اعلام کرد و سن ایشان در هنگام شهادت را بین ۳۱ تا ۳۷ سال ذکر کردند .

پیکر شهید تندگویان در تاریخ ۲۵ آذر در عتبات عالیات نجف، کربلا و کاظمین با حضور اعضا هیئت و کاردار سفارت ایران و خانواده‌شان با احترام طواف داده شد و در تاریخ ۲۹ آذر ۱۳۷۰ در مرز منظریه ـ خسروی به وسیله صلیب سرخ و هیئت عراقی تحویل هیئت ایرانی گردید.

 

به نظر می‌رسد دولت با شعار «کنترل ترافیک و آلودگی» ناشی از «کاهش سفر با خودروهای شخصی» با ابزار دریافت عوارض سوخت، زیرکانه از پرداخت بخشی از تعهدات خود شانه خالی کرده و آن را برعهده مردم می‌گذارد.

یادداشت / بابک حیدری

به گزارش خبرگزاری تسنیم ازاصفهان، پیش‌نویس لایحه «مدیریت پایدار درآمد و هزینه شهرداری‌ها» به کمیسیون خاص امور تهران و کلان‌شهرهای دولت ارائه شده است. در  این لایحه 13 کانال درآمدی - شامل منابع جدید و تقویت منابع قبلی - برای اداره شهر در اختیار شهرداری‌ها گذارده شده است که یکی از این منابع جدید «اخذ عوارض 10 درصدی از فروش بنزین به نفع تامین مالی مترو کلان‌شهرها» است.

در این لایحه با این استدلال که در کشورهای اروپایی 32 تا 46 درصد هزینه زیرساخت‌های شهری با دریافت مالیات از مصرف بنزین خودروهای شخصی شهروندان و ‌به میزان 15 تا 25 درصد قیمت سوخت تامین می‌شود قرار است بخشی از هزینه ابر پروژه‌های ضروری کلان‌شهرها همچون سایر کشورها، تامین شود.

صرف نظر از راهکار دریافت عوارض، -که در این گزارش به آن اشاره نشده و ظاهرا حکایت از گرانی قیمت سوخت در کلان شهرها دارد – که امید است اینگونه نباشد، به نظر می‌رسد کارشناسان دولت فراموش کرده‌اند تا کنون شهرداری‌ها و از محل درآمد حاصل از عوارض دریافتی از شهروندان یا سایر منابعی که در نهایت تامین‌کننده آن مردم بوده‌اند، بخش قابل توجهی از هزینه‌های پروژه‌های بزرگ مانند مترو را پرداخت کرده‌اند و متاسفانه دولت‌ها  از انجام کامل وظایف قانونی خود سر باز زده‌اند.

با توجه به اینکه براساس این گزارش – در این مرحله از مراحل کارشناسی لایحه - همه قوانین قبلی مرتبط با «اختیار» دولت برای «کمک مالی 50 درصدی به پروژه حمل و نقل ریلی کلان‌شهرها» لغو می‌شود و «حقوق» شهرها از منابع دولتی، به‌صورت صریح و شفاف، در قالب «پرداخت عوارض سوخت» و همچنین «پرداخت 100 درصد منابع حاصل از صرفه‌جویی در مصرف سوخت ناشی از توسعه حمل و نقل ریلی» به شهرداری‌ها، به رسمیت شناخته می‌شود، به‌نظر می‌رسد دولت با شعار «کنترل ترافیک و آلودگی» ناشی از «کاهش سفر با خودروهای شخصی» با ابزار دریافت عوارض سوخت، زیرکانه از پرداخت بخشی از تعهدات خود شانه خالی کرده و آن را برعهده مردم می‌گذارد و این در شرایطی است که بنا به اعلام نورصالحی معاون اداری مالی شهرداری اصفهان، مطالبات اصفهان از دولت در 10 سال گذشته  تاکنون بالغ بر 3 هزار میلیارد تومان است و به عبارت دیگر مردم بار تعهدات مالی دولت را به دوش کشیده‌اند.

ای‌کاش کارشناسان دولت لحظه‌ای تأمل می‌کردند که اگر در کشورهای اروپایی، شهروندان معادل 15 تا 25 درصد قیمت سوخت را به‌عنوان مالیات برای توسعه زیرساخت‌های شهری پرداخت می‌کنند دولت‌ها چگونه وظایف خود در ایجاد زیرساخت‌ها را به‌نحو احسن انجام داده‌اند؟

مگر نه اینکه در آن کشورها با ایجاد زیرساخت‌های مناسب، بهره‌برداری مردم از وسایل نقلیه عمومی افزایش و به‌تبع آن استفاده شهروندان از وسایل نقلیه شخصی کاهش پیدا کرده است؟

آیا کارشناسان مرتبط معتقدند شهروندان کلان‌شهرها باید به‌غیر از پرداخت هزینه سوخت بیشتر از شهروندان در کشورهای اروپایی به‌دلیل مصرف بیشتر سوخت خودروها در کشورمان، عوارضی را نیز پرداخت کنند که ناشی از سیاست‌های نامناسب دولت‌ها در تولید خودرو بی‌کیفیت و با مصرف سوخت زیاد است؟

مردم باید عوارض چه بنزینی را پرداخت کنند ؟ همان که عوارض تولید آن محیط زیست آنان و هوای تنفسی آنان را آلوده کرده و مشخص نیست سهم آنان از این بنزین تولیدی بنزین یورو 4 است یا ...؟ 

البته این لایحه نکات قابل تامل مثبت و منفی دیگری نیز دارد که لازم است به دقت توسط کارشناسان  بررسی شود و در همین راستا  به نمایندگان محترم شهر و استان در مجلس شورای اسلامی و نمایندگان محترم شورای شهر اصفهان پیشنهاد می‌کنم روند تدوین این لایحه - به‌ویژه پیش از ارائه  به مجلس - را به دقت بررسی کنند تا وظیفه خود در دفاع از حقوق شهروندان را به خوبی انجام دهند.

انتهای پیام/

 

"این رخداد از سوی عوامل مدرسه اتفاقی سهوی بوده است و دانش آموز مورد نظر همچون گذشته در حمایت کامل از سوی ان واحد آموزشی مشغول به تحصیل است .... آموزش و پرورش استان ضمن قدردانی از افکار عمومی رسانه‌ها و دلسوزان و با امید به این که این حساسیت‌های ارزشمند در جهت حفظ حقوق دانش آموزان در موارد دیگر هم تسری یابد؛ این اطمینان را می‌دهد که بررسی و پیگیری لازم موضوع در دستور کار قرار گرفته و با توجه به این که این موضوع یکی از مصادیق ناشی از آسیب‌های فضای مجازی است تمام توان و امکان خود را به کار می گرد تا در جهت جلوگیری از بروز موارد مشابه در آینده تدابیر لازم اتخاذ گردد"

عبارت فوق بخشی از جوابیه اموزش و پرورش اصفهان در ضبط و انتشار- ناخواسته - فیلم مربوط به یک دانش اموز دبستانی است،جوابیه ای که نه  فرهنگی است و نه زیبنده یک جامعه فرهنگی :

اگر این موضوع سهوی بوده است ،چرا فیلم های دیگری نیز موجود است؟

ایا تحت حمایت بودن کودک از سوی مدرسه منتی بر وی، خانواده او  و جامعه است؟

اولیا مدرسه با کدام مجوز افدام به فیلم برداری نموده اند ؟

اگر فیلم برداری با هدف اموزشی انجام گرفته است، اهداف اموزشی تبیین و مخاطب ان معرفی شوند؟

اگر فرد دیگری از محیط مدرسه فیلم برداری نماید ،چگونه با او برخورد می شود؟

ایا دانش اموزان فامیل و وابسته  با اولیا مدرسه در این مدرسه حضور نداشته که وی را انتخاب کنند؟

ایا این نوع برخورد ساده و ابتدایی مدیران اموزش و پرورش ، راه را برای اقدامات مشابه با اهداف دیگر نمی گشاید؟

منظور صادر کنندگان بیانیه از عیارت "و با امید به این که این حساسیت‌های ارزشمند در جهت حفظ حقوق دانش آموزان در موارد دیگر هم تسری یابد"چیست و چرا با کنایه و دو پهلو صحبت می کنند؟

اگر منظورشان عدم پشتیبانی از وزارت اموزش و پرورش و کارکنان خدوم ان است که راه را اشتباه رفته اند و بایستی  با مدیران ارشد خود در وزارتخانه مکاتبه نمایند!

و اگر منظورشان اسیب های فضای مجازی است ،بر همه روشن و واضح است که گسترش دهندگان فضای مجازی سیاست های دولت است پس چرا صادر کنندگان جوابیه ، فرا فکنی می کنند؟

در پایان لازم به یاداوری است  که این کار غیر اخلاقی بوده است و عذرخواهی رسمی اولیا مدرسه، مدیر ناحیه و اداره کل حداقل انتظار جامعه فرهیخته اصفهان است و البته از سوی دیگر  سکوت جامعه فرهنگی استان اعم از معلمان و دبیران دلسوز ، روحانیت و شخصیت های فرهنگی اصفهان محل تامل است و فقط ان را می توان با دغدغه و مشغله این عزیزان در برگزاری مراسم های ماه صفر توجیه نمود.

رویش نیوز

 

پرده اول ) می گفت اگر اقای دکتر به توصیه یا تکلیف ان پیر سفر کرده گوش جان سپرده بود ،اجماع اصولگرایان بیشتر شده بود وشاید نتیجه دیگری در انتخابات ریاست جمهوری رقم می خورد و امروز شاهد دهن کجی ها به ارزش ها و ارمان های امام و خون دلهای رهبری..... نبودیم .

پرده دوم ) در یادداشت " فاعتبروا یا اولوالابصار از مجلس تا شورا" نوشته شد " شاید کمتر کسی باور می کرد با گذشت دو ،سه هفته از تاکیدهای رهبر معظم انقلاب در دیدار نمایندگان مجلس شورای اسلامی بر اولویت های اقتصادی مجلس ، طرح تشکیل "کمیسیون اقتصاد مقاومتی " در صحن علنی مجلس رای نیاورد و اینگونه انتظار رهبر انقلاب بر زمین ماند. " ویاداوری شد اگر از تشتت انتخابات ریاست جمهوری عبرت گرفته بودیم با این ترکیب در مجلس شورای اسلامی مواجه نشده بودیم.

تلخ تر این که نه تنها برای بار دوم نیز ایجاد این کمیسیون در مجلس با شکست مواجه شد ،بلکه از حقوق های نجومی به عنوان "برداشت حق از سفره انقلاب "یادشد واز فتنه گران دفاع و صدایی از گلویی برنیامد.........

پرده سوم ) انچه دردو هفته گذشته در عرصه سیاسی کشور رقم خورد ، بازی سیاسی بود که قطعا تداوم ان نه تنها زیبنده نظام مقدس جمهوری اسلامی نیست، بلکه خشت کجی است که نتایج ان تضعیف پایه های اخلاقی- سیاسی نظام مقدس جمهوری اسلامی است.

بخش اول این بازی خطرناک برکناری وزرای فرهنگی دولت به بهانه فشار های بیرونی و مقصر جلو دادن نیروهای متعهد بود در حالیکه ناکارامدی انان در مدیریت زیر مجموعه انان بویژه بر اساس ارمان های نظام و انقلاب اظهر من الشمس بود.

تکه دوم پازل شاهکار جلوه دادن عملکرد اقتصادی در شرایط نامناسب و نامطلوب اقتصادی بود که هدفش فرار به جلو دولتمردان و عدم پاسخگویی انان بود و گرنه کیست که نداند نتیجه رشد اقتصادی 5 درصدی ! کاهش رکود و افزایش اشتغال است که نشانه های ان نه با حس بینایی مشاهده می شود و نه با سایر حواس پنج گانه !

بخش درد اور این بازی، دل گرم بودن به اراء چشم بسته بود ، انگونه که در صحن علنی مجلس و در پیشگاه مردم عزیز کشورمان منتقدان را " نفهم " معرفی نمودند وگرنه اندکی تدبر نمایندگان حامی را به این نتیجه می رساند که شاید انان نیز فردا منتقد دولت و البته مخاطب و شایسته این ادبیات خواهند بود !

البته بارها و پیش از این، این ادبیات را شنیده بودیم ولیکن در صحن علنی مجلس و در ساعت هایی که به اراء نمایندگان نیازمند بودند شاهکاری بود که در تاریخ ثبت شد.

واما تکه منشوری این پازل نیز انجا بود که حین بازی - بازیکنان و تماشاگران تیم خودی !- مستقیم و غیر مستقیم هتاکانه بر طبل دفاع از فتنه گران کوبیدند و فریاد براوردند که کاسبان فتنه ! دیگر بس است.

این بازی ناقوس بداهنگی بود که پیام های فراوانی برای مخاطبین فراوانش - اعم از دوستان و دشمنان نظام وانقلاب -داشت. حقیر امیدوارم دل سپردگان و فدائیان نظام و انقلاب ان را به خوبی بشنوند بویژه انانی که نااگاهانه راهبرد رهبر معظم انقلاب در تمرکز ارا بر لیست های منتخب معتمدین مردم درانتخابات مجلس شورای اسلامی را همانند اقای دکتر در انتخابات ریاست جمهوری خنثی نمودند!

دوستان انقلابی فضای سیاسی کشور را چگونه ارزیابی می کنید؟

پیش بینی شما از انتخابات ریاست جمهوری و شوراهای سال 96 چیست؟

لحظه ای چشم خود را ببندیدو فردای فضای شهرمان را تصور کنید.


فاعتبروا یا اولی الابصار ، از مجلس تا شورا (1)

 

با شنیدن نام "شهید مدرس( ره )" خاطرات فراوانی به ذهن ما خطور می کند . این حقیر همیشه به غیر دو ،سه جمله قاطع و البته نغز ایشان خطاب به پهلوی اول ، جمله معروف "سیاست ما عین دیانت ما است "را به یاد می اورم .جمله ای که نه تنها بارها و بارها از لسان امام راحلمان شنیده ایم ،بلکه در عمل ان بزرگوار و خلف شایسته شان ، رهبر معظم انقلاب مشاهده کرده ایم.

واقعیت این است که مخاطرات فراوانی در اطراف نظام و انقلاب ما نهفته است ،از دشمنان غدار و بی رحم بیرونی گرفته تا عدم بصیرت خودی ها و در این یادداشت به جنس دیگری از این مخاطرات می پردازیم و ان "عدم تقوای اجتماعی "است.

جمله "سیاست ما عین دیانت ما است " نشانگر اجتماعی بودن دین اسلام است ،دین و ایینی که الزامات زندگی فردی و اجتماعی و ابعاد متنوع ان را به خوبی تعریف و تبیین نموده است. الزاماتی که مهمترین ان ها تقوای فردی و اجتماعی است .

رهبر معظم انقلاب در مراسم بیست‌ و هفتمین سالگرد رحلت امام خمینی (رحمه‌الله) تقوای اجتماعی را تعریف نموده و می فرمایند :

"تقوای اجتماعی این است که در راه تحقّقاین چیزهایی که اسلام از ما مطالبه کرده است، تلاش کنیم. ..... اینکه ما عرض کردیم باید به آن آرمانها پایبند بود، باید دنبال عدالت اجتماعی بود،دنبال حمایت از محرومین بود، دنبال حمایت از مظلوم بود، با ظالم و مستکبر بایدمقابله کرد، زیر بار او نرفت، اینها همه مطالبات اسلامی است."

شاید برای بسیاری عبارت تقوای اجتماعی تعجب اور باشد ولی ایشان در بیانی شیوا به لزوم "دفاع از خود و جامعه در برابر هجوم تیرهای زهرآگین "اشاره نموده و این موضوع را به خوبی ملموس می نمایند :

"تقوا در واقع یک جوشنی است، یک زرهی است بر تن انسان باتقوا که او را ازآسیب تیرهای زهرآگین و ضربه‌های مهلک معنوی محفوظ و مصون میدارد؛ البتّه فقط هممسائل معنوی نیست. ......تقوای یک کشورچیست؟ تقوای یک جامعه چیست؟ یک جامعه، بخصوص اگر مثل جامعه‌ی نظام جمهوری اسلامیآرمانهای والا و بلندی داشته باشد، مورد تهاجم است؛ مورد هجوم تیرهای زهرآگین است؛این هم تقوا لازم دارد. "

اری حرکت درمسیر ارمان های مقدس به تقوا نیاز دارد زیرا معتقدیم " که هدف وسیله را توجیه نمی کند " و "با هر وسیله ای نباید به سمت هدف حرکت کرد وبه ان دست یافت ."

با توجه به اینکه از مهمترین وبارزترین فعالیتهای اجتماعی ، فعالیتهای سیاسی است ، رهبر معظم انقلاب در تعبیری زیبا می فرمایند :

"تقوای سیاسی یعنی انسان از لغزشگاه‌هایی که دشمن میتوانداز آن استفاده کند، پرهیز بکند."

به عبارت دیگر تقوای سیاسی نه تنها معبر نفوذ دشمن را مسدود می کند ،بلکه سلامت و حرکت انقلاب را بیمه می کند. از سوی دیگر باتوجه به اینکه فعالیت سیاسی در قالب گروه ها و احزاب و حرکت های گروهی محقق می شود ، علاوه بر تقوای سیاسی فردی با مقوله ای جدید با عنوان تقوای جمعی نیز مواجه می شویم . رهبر معظم انقلاب اینگونه این الزام فعالیت سیاسی را تشریح می نمایند :

"تقوای جمعی این است که جمعها مراقب خودشان باشند. جمع به حیث جمع، مراقب خودشان باشند. بی‌مراقبتی جمعها نسبت به مجموعه‌ی خودشان، موجب میشود که حتّی آدمهائی هم که در بین آن جمعها تقوای فردی دارند، با حرکت عمومیِ آن جمعها بغلتند و به جائی بروند که نمیخواهند. "

ایا بهتر نیست به رفتار و تعاملات خود با سایر گروه های سیاسی نگاهی بیاندازیم وبا تدبر به ان بیاندیشیم ، هنگامی که ایشان با ابزار تاریخ عبرت اموزی می کنند:

"در دهه‌های قبل، یک جریانی در کشور وجود داشت به نام جریان چپ. آنها شعارهای خوبی هم میدادند، اما خودشان را مراقبت نکردند و تقوای جمعی به خرج ندادند. در میانشان آدمهائی بودند که تقوای فردی هم داشتند، اما نداشتن تقوای جمعی، کار آنها را به جائی رساند که فتنه‌گرِ ضد امام حسین و ضد اسلام و ضد امام و ضد انقلاب توانست به آنها تکیه کند! آنها نیامدند شعار ضد امام و ضد انقلاب بدهند، اما شعار دهنده‌ی ضد امام و ضد انقلاب توانست به آنها تکیه کند؛ این خیلی خطر بزرگی است. آنها غلتیدند. بنابراین تقوای جمعی لازم است. "

مثال " تیرهای زهر اگین "حضرت اقا را به یاد دارید، یکی از این تیرها که چشم اسفندیار این مرزو بوم را نشانه رفته است عدم باور به استقلال اقتصادی است.:

"در بخش اقتصاد، تقوای جامعه عبارت است از اقتصاد مقاومتی..... اقتصاد مقاومتی عامل استحکام است در مقابل آن کسانی و آن قدرتهایی که از همه‌یظرفیّت اقتصادی و سیاسی و رسانه‌ای و امنیّتی خودشان دارند استفاده میکنند برایاینکه به این ملّت و این کشور و این نظام ضربه وارد کنند. یکی از راه‌هایی که فعلاًپیدا کردند عبارت است از رخنه از راه اقتصاد. "

واین تیری است که بارها به هدف خورده! و زخم های ان بر پیکره انقلاب و نظام بوضوح قابل مشاهده است. مقام معظم رهبری نارضایتی خود از تحقق اقتصاد مقاومتی را به صراحت اعلام نموده اند و اینگونه است که اگر استقلال اقتصادی را "تنگه احد انقلاب" بنامیم اغراق نکرده ایم.

در این یادداشت بسیار سریع و البته گذرا دیدگاه های رهبر معظم انقلاب و مصادیق تقوای اجتماعی مطرح شد .امید است که با تدبیر بیشتر ،خود وفعالیهای اجتماعی مان را با "تقوای اجتماعی " بیمه نماییم، منویات رهبرمان را محقق و الزامات جامعه اسلامی را پیاده سازی کنیم.

یادمان باشد که تخطی از این مهم ، شعار "سیاست ما عین دیانت ما است " رابه چالش می کشاند و "تحقق تمدن نوین اسلامی" توسط ما و شایستگی ما را با ابهامات جدی مواجه می کند.